NayeGhalam | پایگاه خبری تحلیلی نای قلم ارومیه

نای قلم گزارش می‌دهد

موسیقی عاشیقی؛ میراثی که برای ماندگاری به حمایت نیاز دارد

تاریخ انتشار: 1405/06/01 | 08:18

لعیا نورانی زنوز

صدای ساز عاشیق، فقط یک نغمه نیست؛ روایتی است از قرن‌ها زندگی، عشق، حماسه، ایمان و خاطره مردمانی که بخشی از تاریخ و فرهنگ خود را در نوای ساز و کلام او به نسل‌های بعد سپرده‌اند.

عاشیق سال‌ها زبان مردم بوده است؛ قصه گفته، شعر خوانده، از خوبی‌ها و رنج‌های جامعه سخن گفته و داستان‌هایی را زنده نگه داشته که شاید بدون او برای همیشه در غبار زمان گم می‌شدند، اما امروز این هنر کهن در دوراهی ماندن و فراموش شدن ایستاده است؛ هنری که از یک سو میراثی ارزشمند و بخشی از هویت فرهنگی ارومیه و آذربایجان غربی است و از سوی دیگر با کاهش حضور جوانان، مشکلات معیشتی هنرمندان، کمبود حمایت و رقابت با موسیقی‌های مدرن و وارداتی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

پشت این نگرانی‌ها، زندگی هنرمندانی قرار دارد که سال‌ها با عشق و دشواری این هنر را زنده نگه داشته‌اند. محمد محمودپور، هنرمند عاشیق با حدود ۲۰ سال سابقه‌ی فعالیت یکی از آنهاست. وی در گفتگوی اختصاصی از مسیری می‌گوید که با عشق به موسیقی آغاز کرده و با وجود دشواری‌های معیشتی و کمبود حمایت، همچنان ادامه داده است.

او می‌گوید: وضعیت عاشیق‌ها خوب نیست. درآمد این هنر کفاف زندگی را نمی‌دهد و بیشتر عاشیق‌ها ناچارند شغل دومی داشته باشند. اگر تنها به موسیقی عاشیقی تکیه کنیم، تأمین هزینه‌های زندگی بسیار دشوار خواهد بود.

این هنرمند عاشیق با اشاره به نقش کانون عاشیق‌های ارومیه در حفظ این هنر می‌افزاید: کانون برای ما حکم یک دانشگاه را دارد. در آنجا آموزش می‌بینیم، تجربه‌های خود را با یکدیگر به اشتراک می‌گذاریم، با اصول اجرای موسیقی آشنا می‌شویم و داشته‌های خود را به نسل بعد منتقل می‌کنیم.

محمودپور علاقه خود به موسیقی عاشیقی را از سال‌های نوجوانی روایت می‌کند و می‌گوید: آن‌قدر به این هنر علاقه داشتم که ابتدا با تکه‌ای چوب برای خودم ساز درست کردم و با همان تمرین می‌کردم. بعدها با دستفروشی توانستم هزینه خرید نخستین سازم را فراهم کنم.

او معتقد است بی‌توجهی به موسیقی بومی، زمینه را برای نفوذ فرهنگ‌های دیگر فراهم می‌کند و می‌گوید: اگر از موسیقی خودمان حمایت نکنیم، در برابر تهاجم فرهنگی آسیب‌پذیر خواهیم شد. وقتی دولت و رسانه ملی از این هنر حمایت و آن را معرفی کنند، مردم هم بیشتر با آن آشنا می‌شوند و جوانان به یادگیری آن علاقه نشان می‌دهند.

این هنرمند عاشیق همچنین از کاهش حضور موسیقی عاشیقی در رسانه‌ها گلایه می‌کند و می‌گوید: نباید با این هنر سلیقه‌ای برخورد شود. تا سال گذشته برای حضور در برنامه "اولدوز" شبکه استانی دعوت می‌شدیم، اما مدتی است دیگر از ما دعوتی به عمل نمی‌آید. رسانه می‌تواند نقش مهمی در معرفی این هنر داشته باشد.

محمودپور با رد برخی نگاه‌های نادرست نسبت به عاشیق‌ها می‌گوید: متأسفانه هنوز برخی تصور می‌کنند عاشیق همان مطرب است، در حالی که عاشیق یک هنرمند و راوی فرهنگ است. او علاوه بر نوازندگی، باید شعر بسراید، آواز بخواند، نقالی کند و سخنور خوبی باشد. به همین دلیل موسیقی عاشیقی از دشوارترین گونه‌های موسیقی به شمار می‌رود.

«موسیقی عاشیقی که قرن‌ها در میان مردم آذربایجان و بخش‌هایی از غرب ایران جریان داشته، امروز بیش از هر زمان دیگری با چالش‌هایی چون کاهش اقبال نسل جوان، کمبود حمایت‌های فرهنگی و رقابت با جریان‌های موسیقایی مدرن روبه‌رو است.»

این هنرمند عاشیق نیز با ابراز نگرانی از آینده این هنر می‌گوید: وقتی این هنر هم سخت است و هم درآمد مناسبی ندارد، طبیعی است که برای جوانان جذابیت کمتری داشته باشد. از سوی دیگر، در بسیاری از روستاها نیز مانند گذشته از عاشیق‌ها برای اجرای مراسم دعوت نمی‌شود و این موضوع بر ادامه فعالیت هنرمندان تأثیر گذاشته است.

پای صحبت‌های مسئول انجمن موسیقی حوزه هنری آذربایجان غربی، می‌نشینیم، داریوش علیزاده، ضمن تشریح پیشینه موسیقی عاشیقی، از تلاش‌های انجام‌شده برای حفظ این میراث فرهنگی و دغدغه‌های فعالان این حوزه سخن می‌گوید؛ دغدغه‌هایی که به اعتقاد او اگر جدی گرفته نشوند، ممکن است آینده این هنر کهن را با تهدیدهای جدی مواجه کنند.

وی با اشاره به گستره جغرافیایی موسیقی عاشیقی اظهار می‌کند: موسیقی عاشیقی یکی از گسترده‌ترین گونه‌های موسیقی جهان است. اگر نقشه جهان را نگاه کنیم، از چین آغاز می‌شود و تا قلب اروپا امتداد دارد. در برخی کشورها این موسیقی به عنوان موسیقی ملی شناخته می‌شود و در برخی دیگر نیز در کنار موسیقی‌های محلی همچنان به حیات خود ادامه داده است.

علیزاده با اشاره به ثبت جهانی این هنر در یونسکو می‌افزاید: حدود یک دهه پیش، یونسکو موسیقی عاشیقی را به عنوان میراث ناملموس بشریت به نام جمهوری آذربایجان ثبت کرد. این موضوع در ایران با واکنش‌های فراوانی همراه شد، زیرا این هنر در استان‌های متعددی از کشور از جمله آذربایجان غربی و شرقی، اردبیل، زنجان، همدان، کردستان، تهران، قم، اصفهان، شیراز، خراسان، کرمان و گلستان نیز سابقه‌ای دیرینه دارد، اما دلیل این اتفاق، تأخیر ایران در ثبت این میراث بوده است.

او می‌گوید: واقعیت این است که ما دیر اقدام کردیم و جمهوری آذربایجان توانست این موسیقی را به نام خود ثبت جهانی کند. البته پس از آن، در ایران نیز سازمان میراث فرهنگی روند ثبت ملی این هنر را آغاز کرد.

علیزاده با اشاره به رقابت استان‌ها برای ثبت این میراث ناملموس ادامه می‌دهد: از آنجا که موسیقی عاشیقی در استان‌های مختلف رواج داشت، هر استان تلاش می‌کرد آن را به نام خود ثبت کند. با همکاری حوزه هنری و سازمان میراث فرهنگی، مستندات مربوط به مکتب ارومیه تهیه شد و در نهایت موسیقی عاشیقی با شماره ۱۶۵ در فهرست آثار ناملموس کشور به نام ارومیه به ثبت رسید.

وی دلیل این انتخاب را حفظ اصالت موسیقی عاشیقی در ارومیه می‌داند و می‌گوید: در بسیاری از مناطق، موسیقی عاشیقی به مرور به سمت اجرای صحنه‌ای و کنسرتی حرکت کرده است، اما در ارومیه هنوز شکل اصیل آن حفظ شده است. عاشیق به تنهایی ساز می‌نوازد، آواز می‌خواند و روایت می‌کند و همین ویژگی، مکتب ارومیه را از دیگر مناطق متمایز کرده است.

عاشیق؛ هنرمندی فراتر از یک نوازنده

مسئول انجمن موسیقی حوزه هنری آذربایجان غربی معتقد است، در فرهنگ اصیل عاشیقی، هنرمند تنها اجراکننده موسیقی نیست. عاشیق در حقیقت مبلغ ارزش‌های انسانی و الهی است. او باید با شریعت، طریقت و معرفت آشنا باشد تا بتواند به حقیقت برسد و سپس این حقیقت را از طریق هنر به مردم منتقل کند.

به گفته علیزاده، عاشیق باید همزمان شاعر، داستان‌گو، نوازنده، خواننده و سخنور باشد و قدرت ارتباط با مخاطب را نیز داشته باشد.

وی تأکید می‌کند: چند هنر باید در کنار هم قرار بگیرند تا شخصی عنوان عاشیق را به دست آورد. البته امروز به دلیل تغییر شرایط اجتماعی، تعریف عاشیق ساده‌تر شده و بیشتر به کسی گفته می‌شود که بتواند ساز بنوازد، بخواند و روایت‌های عاشیقی را اجرا کند؛ اما تعریف اصیل این هنر بسیار عمیق‌تر از این است.

علیزاده معتقد است همین ویژگی چندبعدی، موسیقی عاشیقی را از بسیاری از گونه‌های موسیقی متمایز کرده و آن را به بخشی از هویت فرهنگی مردم آذربایجان تبدیل کرده است.

آغاز یک مسیر برای حفظ میراث عاشیقی

علیزاده با اشاره به مسئولیت خود در حوزه هنری آذربایجان غربی می‌گوید از سال ۱۳۸۳ که مسئولیت بخش موسیقی این مجموعه را برعهده گرفته، حفظ و احیای موسیقی عاشیقی را یکی از مهم‌ترین برنامه‌های خود قرار داده است.

وی می‌گوید: با توجه به شرایط فرهنگی امروز و رقابت سنگین میان فرهنگ‌ها، احساس کردیم اگر اقدامی برای ثبت و حفظ این موسیقی انجام ندهیم، بخش مهمی از هویت فرهنگی منطقه از بین خواهد رفت. به همین دلیل کار گردآوری مقام‌ها و نغمه‌های اصیل عاشیقی را آغاز کردیم؛ مقام‌هایی که برخی از آن‌ها در آستانه فراموشی قرار داشتند.

علیزاده ادامه می‌دهد: نتیجه این پژوهش‌ها انتشار مجموعه صوتی "اورمودان گلن سسلر" بود. در نخستین مجموعه موفق شدیم ۳۲ “هاوا” یا مقام موسیقی عاشیقی را ثبت کنیم؛ در حالی که عاشیق‌ها معتقد بودند این موسیقی ۷۲ مقام دارد. در مجموعه دوم مقام‌های فراموش‌شده احیا و ضبط شد و در جلد سوم نیز باقی‌مانده مقام‌ها ثبت شدند تا مجموعه نسبتاً کاملی از موسیقی عاشیقی ارومیه برای نسل‌های آینده باقی بماند.

ثبت نغمه‌هایی که در آستانه فراموشی بودند

مسئول انجمن موسیقی حوزه هنری معتقد است یکی از مهم‌ترین اقدامات انجام‌شده در دو دهه گذشته، ثبت و مستندسازی مقام‌ها و روایت‌های موسیقی عاشیقی بوده است؛ اقدامی که به گفته او، اگر انجام نمی‌شد، بخشی از این میراث شفاهی برای همیشه از میان می‌رفت.

او می‌گوید: موسیقی عاشیقی تنها به مقام‌ها و نغمه‌ها محدود نمی‌شود. بخش مهمی از این هنر، روایت داستان‌های کهن است؛ داستان‌هایی که هم به نثر روایت می‌شوند و هم در قالب شعر و موسیقی اجرا می‌شوند. عاشیق هنگام نقل داستان، شخصیت‌های مختلف را با آواز و موسیقی جان می‌بخشد و همین ویژگی، موسیقی عاشیقی را به هنری روایی و نمایشی تبدیل کرده است.

علیزاده با اشاره به تولید مجموعه‌های مختلف در این حوزه ادامه می‌دهد: در کنار سه جلد مجموعه "اورمودان گلن سسلر"، مجموعه "اوزانلار گونشه" نیز با اجرای زنده‌یاد عاشیق درویش وهاب‌زاده و در ۲۹ قطعه تولید شد. همچنین مجموعه "ایپک یولی ناغیلاری" در دو جلد تهیه شد تا داستان‌های جاده ابریشم که نسل به نسل منتقل شده بودند، ثبت و ماندگار شوند.

به گفته او، مجموعه «ایشیق یولی» نیز با محوریت اشعار آیینی و مذهبی تهیه شد؛ چرا که عاشیق‌ها همواره ارادت ویژه‌ای به پیامبر اسلام (ص) و حضرت علی (ع) داشته‌اند و بخش قابل توجهی از اشعار و مقام‌های آنان در وصف اهل بیت(ع) سروده و اجرا شده است.

تأسیس نخستین کانون عاشیق‌های کشور در ارومیه

یکی دیگر از اقدامات شاخص در این حوزه، تأسیس نخستین کانون عاشیق‌های کشور در ارومیه است؛ کانونی که در سال ۱۳۸۹ با هدف ساماندهی هنرمندان این عرصه، حفظ ارتباط میان نسل‌های مختلف عاشیق و معرفی ظرفیت‌های موسیقی عاشیقی فعالیت خود را آغاز کرد.

علیزاده می‌گوید: هدف ما تنها تشکیل یک انجمن نبود. می‌خواستیم عاشیق‌ها یکدیگر را بشناسند، تجربه‌های خود را منتقل کنند و زمینه‌ای برای تربیت نسل جدید فراهم شود. به همین دلیل از همان ابتدا برگزاری اجراهای منظم هفتگی را در دستور کار قرار دادیم.

او با اشاره به فعالیت‌های این کانون می‌افزاید: تاکنون بیش از ۷۰۰ برنامه موسیقی عاشیقی برگزار کرده‌ایم و این اجراها همچنان ادامه دارد. همچنین چهار جشنواره استانی برگزار شده و زمینه حضور عاشیق‌های استان در جشنواره‌های ملی و بین‌المللی نیز فراهم شده است.

به گفته وی، تدوین دانشنامه موسیقی عاشیقی نیز از دیگر پروژه‌هایی است که با هدف ثبت تاریخ، هنرمندان، مقام‌ها و ویژگی‌های این هنر انجام شده تا اطلاعات آن برای پژوهشگران و نسل‌های آینده حفظ شود.

مردم؛ مهم‌ترین حافظان موسیقی عاشیقی

علیزاده نقش مردم را در حفظ این هنر بسیار پررنگ می‌داند و معتقد است اگر موسیقی عاشیقی تا امروز زنده مانده، بیش از هر چیز مدیون همراهی مردم است.

او می‌گوید: اگر امروز هنوز عاشیق در جامعه حضور دارد، به دلیل علاقه مردم است. مردم، آگاهانه یا ناآگاهانه، این میراث را حفظ کرده‌اند. عاشیق همیشه زبان مردم بوده است؛ شادی‌ها، غم‌ها، انتقادها، آرزوها و زیبایی‌های زندگی را در قالب شعر و موسیقی بیان کرده و به همین دلیل جایگاه ویژه‌ای در میان مردم داشته است.

علیزاده با اشاره به نقش تاریخی عاشیق‌ها می‌افزاید: در دوره‌های مختلف، از جمله دوران صفویه و حتی در زمان جنگ‌ها، از عاشیق‌ها برای تقویت روحیه مردم و انتقال پیام‌های فرهنگی استفاده می‌شد. به همین دلیل، عاشیق تنها یک هنرمند نبود، بلکه نقش اجتماعی مهمی نیز بر عهده داشت.

رقابت فرهنگی؛ تهدیدی برای موسیقی بومی

با وجود این پیشینه، علیزاده معتقد است موسیقی عاشیقی امروز با چالش‌های جدی روبه‌رو است؛ چالش‌هایی که بخش مهمی از آن به تغییر ذائقه مخاطبان و رقابت فرهنگی میان کشورها بازمی‌گردد.

او می‌گوید: امروز ارتباط میان ملت‌ها بسیار آسان شده و همین موضوع رقابت فرهنگی را شدت بخشیده است. همه کشورها تلاش می‌کنند فرهنگ و هنر خود را به دیگر کشورها صادر کنند. هر کشوری که برای فرهنگ خود برنامه‌ریزی و مهندسی فرهنگی داشته باشد، موفق‌تر خواهد بود.

گلایه از کمبود حمایت‌های فرهنگی

مسئول انجمن موسیقی حوزه هنری آذربایجان غربی بخش مهمی از مشکلات این حوزه را ناشی از کمبود حمایت‌های نهادی می‌داند و می‌گوید بسیاری از فعالیت‌های انجام‌شده طی سال‌های گذشته با امکانات محدود و بر پایه علاقه شخصی هنرمندان و فعالان فرهنگی پیش رفته است.

او می‌گوید: بیشتر اقداماتی که تاکنون انجام شده، فردمحور بوده است و کمتر شاهد حمایت سازمان‌یافته از این هنر بوده‌ایم. انتظار داریم استانداری، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره‌کل میراث فرهنگی و شهرداری، کانون عاشیق‌ها را به عنوان یک ظرفیت فرهنگی جدی ببینند و از آن حمایت کنند.

علیزاده می‌افزاید: اگر حمایت‌های لازم وجود داشت، جشنواره‌های موسیقی عاشیقی می‌توانست از سطح استانی فراتر برود و به رویدادی ملی و حتی بین‌المللی تبدیل شود؛ اتفاقی که علاوه بر حفظ میراث فرهنگی، در معرفی ارومیه، توسعه گردشگری و رونق اقتصادی منطقه نیز تأثیرگذار بود.

وی با تأکید بر اینکه فرهنگ زیربنای توسعه است، خاطرنشان می‌کند: امروز بسیاری از کشورها روی میراث فرهنگی ناملموس خود سرمایه‌گذاری می‌کنند، زیرا می‌دانند این آثار علاوه بر ارزش فرهنگی، ظرفیت اقتصادی و گردشگری نیز دارند. ما هم چنین ظرفیت‌هایی را در اختیار داریم، اما هنوز نتوانسته‌ایم از آنها به‌درستی بهره‌برداری کنیم.

آینده عاشیقی در گرو حضور نسل جوان

علیزاده معتقد است در کنار حمایت‌های مردمی و دولتی، خود هنرمندان عاشیق نیز وظیفه مهمی در حفظ و تداوم این هنر بر عهده دارند. به باور او، حفظ اصالت به معنای ایستایی نیست و موسیقی عاشیقی برای ادامه حیات خود باید با نیازهای جامعه امروز نیز همگام شود.

او می‌گوید: عاشیق امروز علاوه بر آنکه باید در هنر خود استاد باشد، باید جامعه‌شناس نیز باشد؛ جامعه خود را بشناسد، ذائقه مخاطبان را درک کند و با تحولات فرهنگی و اجتماعی آشنا باشد. اگر هنرمند نتواند با نسل جدید ارتباط برقرار کند، طبیعی است که مخاطبان خود را از دست خواهد داد.

به گفته وی، جهان امروز با گذشته تفاوت‌های بسیاری دارد و رقابت میان سبک‌های مختلف موسیقی، هنرمندان موسیقی نواحی را نیز ناگزیر به بازنگری در شیوه ارائه آثار کرده است. اگر ساز و شیوه اجرای موسیقی عاشیقی دقیقاً همان شکل ۲۰۰ سال پیش باقی بماند و هیچ نوآوری و به‌روزرسانی در آن صورت نگیرد، نمی‌تواند با موسیقی‌های پرمخاطب امروز رقابت کند. البته منظور ما کنار گذاشتن اصالت نیست، بلکه باید در شیوه اجرا، تولید آثار جدید، نحوه ارائه و ارتباط با مخاطب بازنگری شود تا جوانان نیز با این هنر ارتباط برقرار کنند.

زنگ خطر برای میراثی کهن

یکی از مهم‌ترین نگرانی‌های علیزاده، افزایش میانگین سنی عاشیق‌های استان و کاهش استقبال نسل جوان از این هنر است.

وی با اشاره به آمار فعالان این حوزه می‌گوید: میانگین سنی عاشیق‌های آذربایجان غربی امروز حدود ۴۵ تا ۵۰ سال است و تعداد جوانانی که به این هنر گرایش پیدا می‌کنند بسیار اندک است. البته عاشیق‌های ۲۵ تا ۳۰ ساله نیز داریم، اما تعدادشان انگشت‌شمار است.

مسئول انجمن موسیقی حوزه هنری هشدار می‌دهد که اگر این روند ادامه پیدا کند، آینده موسیقی عاشیقی با خطر جدی روبه‌رو خواهد شد. اگر نتوانیم نسل جدید را جذب کنیم، ممکن است چند دهه دیگر عاشیق‌ها تنها در فیلم‌ها، کتاب‌ها و آرشیوهای صوتی باقی بمانند. این اتفاق برای هنری که قرن‌ها بخشی از هویت فرهنگی این منطقه بوده، خسارت بزرگی خواهد بود.

حمایت؛ حلقه مفقوده توسعه موسیقی عاشیقی

مسئول انجمن موسیقی حوزه هنری آذربایجان غربی مهم‌ترین نیاز امروز این هنر را حمایت هدفمند و مستمر می‌داند.

وی می‌گوید: کانون عاشیق‌ها باید بودجه سالانه مشخصی داشته باشد تا بتواند از هنرمندان حمایت کند، برای آموزش نسل جدید برنامه‌ریزی داشته باشد، آثار تازه تولید کند و جشنواره‌های منظم برگزار کند. با حمایت‌های مقطعی و محدود نمی‌توان انتظار تحول داشت.

علیزاده معتقد است موسیقی عاشیقی علاوه بر ارزش فرهنگی، ظرفیت بالایی برای توسعه گردشگری نیز دارد. کشورهای همسایه استقبال خوبی از این هنر دارند و اگر زمینه تعاملات فرهنگی فراهم شود، می‌توانیم موسیقی عاشیقی را در عرصه بین‌المللی نیز بیش از گذشته معرفی کنیم. همچنین این هنر در حوزه گردشگری فرهنگی و حتی گردشگری مذهبی ظرفیت‌های فراوانی دارد که تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

وی با اشاره به رونمایی یکی از آثار پژوهشی خود نیز از بی‌توجهی مسئولان گلایه می‌کند و می‌گوید: برای رونمایی کتاب دانشنامه موسیقی عاشیقی، انتظار داشتیم مسئولان فرهنگی حضور داشته باشند، اما متأسفانه این اتفاق نیفتاد. وقتی برای چنین فعالیت‌هایی ارزش‌گذاری نشود، طبیعی است که انگیزه فعالان این حوزه نیز کاهش پیدا کند.

حفظ شأن هنرمندان عاشیق

بخش دیگری از دغدغه‌های مطرح‌شده در این گفت‌وگو، حفظ جایگاه اجتماعی هنرمندان عاشیق است.

علیزاده با تأکید بر اینکه با اصل موسیقی خیابانی مخالف نیست، می‌گوید: در بسیاری از شهرهای دنیا، موسیقی خیابانی یکی از جاذبه‌های گردشگری محسوب می‌شود و می‌تواند به نشاط اجتماعی کمک کند. اما آنچه موجب نگرانی است، اجرای موسیقی عاشیقی توسط افرادی است که شناختی از این هنر ندارند و بدون رعایت اصول و اصالت آن فعالیت می‌کنند.

او معتقد است چنین اجراهایی می‌تواند تصویر نادرستی از موسیقی عاشیقی در ذهن مخاطبان ایجاد کند و به جایگاه این هنر آسیب بزند.

میراثی که نیازمند نگاه راهبردی است

مجموع سخنان داریوش علیزاده نشان می‌دهد موسیقی عاشیقی، با وجود ثبت ملی و تلاش‌های گسترده پژوهشگران و هنرمندان، همچنان با چالش‌های متعددی روبه‌رو است؛ از کمبود حمایت‌های مالی و فرهنگی گرفته تا کاهش علاقه نسل جوان و رقابت با جریان‌های قدرتمند موسیقی در منطقه.

با این حال، ظرفیت‌های فراوان این هنر در حوزه هویت فرهنگی، آموزش، گردشگری، دیپلماسی فرهنگی و معرفی ایران در عرصه بین‌المللی، نشان می‌دهد که موسیقی عاشیقی تنها یک گونه موسیقی محلی نیست؛ بلکه بخشی از میراث ناملموسی است که حفاظت از آن، نیازمند برنامه‌ریزی، سرمایه‌گذاری و همکاری مردم، هنرمندان و دستگاه‌های فرهنگی است.

شاید امروز، بیش از هر زمان دیگری، موسیقی عاشیقی به جای آنکه تنها موضوع پژوهش یا اجرای صحنه‌ای باشد، نیازمند سیاست‌گذاری فرهنگی و نگاهی راهبردی است؛ نگاهی که بتواند این میراث کهن را از خطر فراموشی دور نگه دارد و آن را به نسل‌های آینده منتقل کند.

ارسال نظرات