لعیا نورانی زنوز
آذربایجان غربی را میتوان سرزمینی دانست که تاریخ، طبیعت و فرهنگ در آن در کنار یکدیگر، مجموعهای کمنظیر از ظرفیتهای گردشگری را شکل دادهاند؛ با این حال، برخورداری از چنین ظرفیتهایی بهتنهایی تضمینکننده رونق گردشگری نیست؛ آنچه اهمیت دارد، تبدیل این داشتهها به یک برنامه منسجم و اقتصادی برای توسعه استان است.
اظهارات اخیر استاندار آذربایجان غربی درباره پیگیری ثبت جهانی مسجد جامع ارومیه و تپه تاریخی حسنلو، توسعه بارگاه شمس تبریزی و برنامهریزی برای ارتقای زیرساختهای غار سهولان مهاباد، بار دیگر ضرورت توجه راهبردی به گردشگری را برجسته میکند.
مجموعه این طرحها را میتوان نشانهای از ظرفیت گستردهای دانست که در صورت برنامهریزی اصولی، قابلیت تبدیل شدن به یکی از محورهای توسعه اقتصادی استان را دارد.
گردشگری در اقتصاد امروز، فعالیتی محدود به بازدید از آثار تاریخی و جاذبههای طبیعی نیست، بلکه زنجیرهای از فعالیتهای اقتصادی را به حرکت درمیآورد. از حملونقل و اقامت گرفته تا صنایعدستی، رستورانداری، تولید و فروش محصولات محلی و خدمات فرهنگی، همگی میتوانند از رونق این بخش تأثیر بپذیرند.
از این منظر، توسعه گردشگری آذربایجان غربی باید نه صرفاً بهعنوان برنامهای برای افزایش شمار بازدیدکنندگان، بلکه بهعنوان فرصتی برای ایجاد اشتغال، تقویت کسبوکارهای محلی و افزایش سهم شهرستانها از فعالیتهای اقتصادی مورد توجه قرار گیرد.
میراث تاریخی آذربایجان غربی یکی از مهمترین پایههای شکلگیری یک هویت گردشگری متمایز برای استان است. تپه تاریخی حسنلو، مسجد جامع ارومیه و مجموعه مرتبط با شمس تبریزی، هر یک ظرفیت آن را دارند که در چارچوب برنامهای جامع برای معرفی تاریخ، فرهنگ و هویت منطقه مورد توجه قرار گیرند.
پیگیری ثبت جهانی این آثار، در صورت طی موفقیتآمیز مراحل تخصصی و قانونی، میتواند به افزایش شناخت بینالمللی از ظرفیتهای استان کمک کند. با این حال، ثبت جهانی نباید به هدفی مستقل و جدا از برنامه توسعه گردشگری تبدیل شود. حفاظت اصولی از آثار، ساماندهی محیط پیرامونی، فراهم کردن امکانات بازدید، آموزش راهنمایان گردشگری و تولید محتوای معتبر برای معرفی این میراث، از جمله اقداماتی است که میتواند ارزش گردشگری این مجموعهها را افزایش دهد.
تأکید استاندار بر توسعه زیرساختها و افزایش سرمایهگذاری، از جمله ایجاد ظرفیتهای اقامتی جدید، در همین چارچوب قابل بررسی است. البته توسعه زیرساختها باید بر پایه توجیه اقتصادی طرحها، ملاحظات محیطزیستی و نیازهای واقعی هر منطقه انجام شود تا سرمایهگذاریها به ظرفیتهای بلااستفاده تبدیل نشوند.
در کنار سرمایهگذاری، هماهنگی دستگاههای اجرایی نیز اهمیت تعیینکنندهای دارد. گردشگری حوزهای میانبخشی است و تحقق اهداف آن به همکاری مجموعههایی در حوزه میراث فرهنگی، راه و حملونقل، محیط زیست، مدیریت شهری و خدمات عمومی وابسته است. نبود هماهنگی میان این بخشها میتواند حتی طرحهای ارزشمند را با تأخیر یا کاهش اثربخشی روبهرو کند.
از این رو، تدوین برنامهای مشخص با تقسیم مسئولیتها، زمانبندی اجرایی، منابع مالی روشن و شاخصهای قابل ارزیابی، میتواند مسیر تبدیل سیاستهای اعلامشده به نتایج ملموس را هموار کند.
سخن آخر اینکه، آذربایجان غربی از سرمایههای تاریخی و طبیعی ارزشمندی برخوردار است، اما بهرهبرداری پایدار از این سرمایهها به تصمیمهای اجرایی، سرمایهگذاری هدفمند، مدیریت هماهنگ و مشارکت مردم وابسته است. اگر این عناصر در کنار یکدیگر قرار گیرند، گردشگری میتواند از یک ظرفیت بالقوه به یکی از پایههای تقویت اقتصاد محلی و توسعه متوازن استان تبدیل شود؛ مسیری که ثمره آن باید بیش از هر چیز در بهبود کیفیت زندگی مردم و حفظ میراث ارزشمند این سرزمین نمایان شود.