رقیه پورغفار
در آغاز هر روایت تاریخی، پیش از آنکه به میدانها و خیابانها نگاه کنم، نگاهم به خانهها میرود؛ به جایی که نخستین جرقههای آگاهی، مسئولیتپذیری و شجاعت در دل فرزندان شکل میگیرد. در این نقطه است که نقش مادران، همچون ستونهای آرام اما قدرتمند جامعه، آشکار میشود. آنان در تربیت نسلی دلیر و متعهد به ارزشهای دینی، اخلاقی و اجتماعی نقشی بیبدیل دارند؛ نسلی که بعدها در لحظههای حساس تاریخ، مسئولیتپذیرانه قدم در میدانهای فرهنگی، علمی، کاری، تولیدی، صنعتی، سیاسی، نظامی، دفاعی و بین المللی میگذارد.
مادران با رفتار روزمره، با کلامی آرام یا نگاه مراقب گرایانه، پایههای شخصیت فرزندان را میسازند. نسل انقلاب و دفاع مقدس در سالهای دهه ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۷ در دل همان خانههایی که به مراتب سادهتر و بیآلایشتر از امروز بودند، توسط مادران متعهد پرورش یافتند که بعدها در تظاهرات و حرکتهای مردمی انقلاب اسلامی و در هشت سال دفاع مقدس نقشآفرین اصلی بودند و بسیاری از رزمندگانی که نامشان در حافظه تاریخی ایران مانده، از دامن همان مادران برخاستهاند که خود الگوی صبر، معنویت و مسئولیت بودند.
این تجربهها به ما ثابت میکند که مادران نه فقط پرورشدهنده، که سازندگان هویت اجتماعی تاریخی کشور هستند. وقتی از زنان در میدانهای مقاومت فرهنگی و اجتماعی سخن میگویم، نقش مادری و تربیتی آنان را در مرکز توجه قرار میدهم؛ زیرا هر کنش جمعی، پیش از آنکه در میدانهای شهری شکل بگیرد، در دل خانواده و در رابطه مادر و فرزند ریشه میدواند. زنان در این جایگاه، ارزشهایی مانند شجاعت، وفاداری، معنویت، حس مسئولیت و مراقبت جمعی را به نسلهای پس از خود منتقل میکنند؛ و علیرغم بیصدایی این فرآیند، اثر آن در تمام لحظههای تاریخی دیده میشود. پس از این لایهی بنیادین، حضور اجتماعی زنان را میبینم؛ حضوری که در بزنگاههای تاریخی ایران بوضوح ثبت شده است. آنان در جریاتات انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ در کنار مردان ظاهر میشدند، نقش اطلاعرسانی مردمی را بر عهده میگرفتند و فضای عمومی را زنده و باطراوت نگه میداشتند.
در سالهای دفاع مقدس نیز، نقش تدارکاتی، امدادی و حتی مدیریتی بانوان ایرانی بخشی از ساختار مقاومت مردمی را میساخت. این حضور برای من نشانهای است از اینکه زنان نه در حاشیه، بلکه در قلب تحولات اجتماعی قرار دارند. تجربههای تاریخی منطقه نیز چنین تصویری را تأیید میکند.
در جنگهای کوتاهمدت و بحرانهای چندروزه، زنان بهویژه در حوزههای پشتیبانی انسانی و فرهنگی نقش کلیدی دارند. آنان روایتگرند؛ کسانی که صدای انسانی یک بحران را به نسلهای بعد منتقل میکنند. همانطور که در تاریخ اسلام، حضرت زینب(س) با سخنرانیهای روشنگرانهاش در کوفه و شام جریان روایت حماسه و حادثه عاشورای حسینی را زنده نگه میدارد، زنان امروز نیز در لحظههای حساس نقش حافظان معنا را ایفا میکنند. تصویری که از این مجموعه تجربهها در ذهن من شکل میگیرد، تصویری یکپارچه است:
زنان و مادران، در همه دورهها، هم بنیانگذاران شخصیت نسلها هستند و هم کنشگران فعال جامعه. آنان در خانهها آیندهسازند، و در میدانهای شهری پشتیبان، ساماندهنده و حافظ پیوند اجتماعی. این تداوم تاریخی به من نشان میدهد که جامعه، در سختترین و پیچیدهترین لحظهها، بر دو ستون نامرئی اما قدرتمند استوار است: مادرانِ مُربّی و زنانِ کنشگر. هر بار که این روایتها را مرور میکنم، میبینم که حضور زنان نه یک رخداد مقطعی و موج گذرا؛ بلکه یک جریان عمیق، پایدار و چندلایه است؛ جریانی که امروز و در ایام جنگ تحمیلی جدید صهیونی -آمریکایی علیه ایران، نیز همچنان ادامه دارد و از دل آن نسلی برمیخیزد که آگاهی، مسئولیت و ایستادگی را از مادران و زنان جامعه به ارث برده است.
به امید حضور شایسته و اکثریت بانوان متعهد و عزیز کشور اسلامیمان در میادین شهرها و عرصه های حق علیه باطل.