![]() |
1405/04/12 |
| روزگار سخت بازنشستگان مستاجر؛ |
| «سالمندان» به اجبار حاشیهنشین شدهاند |
|
بازنشستگان مستاجر این روزها، دشوارترین دوران عمرِ سراسر کار و زحمت خود را سپری میکنند؛ کرایهخانهها سر به فلک کشیده، در حالیکه مستمری ناچیز بازنشستگان تامین اجتماعی فقط ۴ یا ۵ میلیون تومان افزایش یافته است. در این شرایط، یک بازنشستهی مستاجر، چارهای جز کوچ اجباری ندارد؛ بازنشستگان باید از شهرها به حاشیهها و گتوهای فرودستان و از آنجا به فضاهای بیرون از حاشیهها مهاجرت کنند؛ به جایی که اجارهخانهها با حقوق ناچیزِ ۱۸ تا ۲۰ میلیون تومانی تناسب داشته باشد. محمد احمدی، بازنشستهی حداقلبگیر و فعال صنفی بازنشستگان در این رابطه میگوید: روزی روزگاری بازنشستگی قرار بود فصل آرامش زندگی باشد؛ دورانی که انسان پس از دههها کار و پرداخت حق بیمه، بتواند در همان محلهای که عمرش را گذرانده، در کنار خانواده، دوستان و خاطراتش زندگی کند اما امروز برای بسیاری از بازنشستگان، بازنشستگی نه آغاز آرامش، بلکه آغاز یک کوچ اجباری است. وی افزود: افزایش مداوم قیمت مسکن و اجارهبها، بسیاری از سالمندان را از محلهها و شهرهایی که سالها در آن زندگی کردهاند، بیرون رانده است. مستمریهایی که زمانی میتوانست هزینههای زندگی را تأمین کند، امروز حتا پاسخگوی اجاره یک واحد کوچک نیز نیست. در نتیجه، شمار فزایندهای از بازنشستگان ناچار میشوند به حاشیه شهرها، شهرهای اقماری یا مناطق دورتر نقل مکان کنند؛ البته نه از روی انتخاب، بلکه فقط برای ادامه بقا. احمدی اضافه میکند: اما این جابهجایی، تنها تغییر محل سکونت نیست. یک بازنشسته هنگام ترک محله خود، بخشی از زندگی اجتماعیاش را نیز پشت سر میگذارد. همسایههایی که سالها او را میشناختند، دوستانی که در شادی و غم همراهش بودند، مغازهداری که با نام صدایش میکرد و شبکهای از روابط انسانی که طی دههها شکل گرفته بود، ناگهان از دسترس خارج میشود. آنگاه در محل زندگی جدید، مشکلات تازهای آغاز میشود؛ فاصله بیشتر تا مراکز درمانی، هزینه بالاتر رفت و آمد، دسترسی محدودتر به خدمات شهری و فرهنگی و مهمتر از همه، احساس تنهایی و انزوا، از عقوبتهای این کوچ اجباریست. به اعتقاد این کارگر بازنشسته، برای سالمندی که به مراقبتهای پزشکی و ارتباطات اجتماعی نیاز دارد، این تغییر میتواند آثار عمیق جسمی و روانی برجای بگذارد. این فعال صنفی با بیان اینکه «از منظر اجتماعی، ایران با پدیدهای کمتر دیدهشده تحت عنوان حاشیهنشینی سالمندان روبهرو است» تصریح کرد: اگر در گذشته حاشیهنشینی بیشتر به کارگران مهاجر و اقشار کمدرآمد نسبت داده میشد، امروز بخشی از بازنشستگان نیز به این جمع اضافه شدهاند. این روند تنها به معنای فقر اقتصادی نیست، بلکه نشانه فرسایش کرامت انسانی و سرمایه اجتماعی جامعه است. او تاکید کرد: سالمندی که سالها در توسعه کشور نقش داشته و حق بیمه پرداخته است، نباید در سالهای پایانی عمر میان دارو، خوراک و اجاره خانه یکی را انتخاب کند. مسئله تنها داشتن سقفی بالای سر نیست؛ مسئله حفظ جایگاه اجتماعی، روابط انسانی و حق زندگی با کرامت است. احمدی در پایان گفت: وقتی یک بازنشسته به اجبار از محله خود رانده میشود، فقط خانهاش را از دست نمیدهد، بلکه به اجبار بخشی از هویت، خاطرات و زندگی خود را نیز جا میگذارد و میرود. انتهای پیام/ |