![]() |
1404/11/05 |
| نگاه؛ |
| بازآفرینی آموزش |
|
زهرا علیاکبری/ روز جهانی آموزش- ۲۴ ژانویه برابر با چهارم بهمن امسال با شعار «قدرت و نیروی جوانان در بازآفرینی آموزش»، بار دیگر بر این نکته تأکید میکند که برای توسعه پایدار، نوآوری و تحول اجتماعی، نیاز به بستری است که در آن فکر نو و اندیشهای تازه، اجازه رشد و ایدهپردازی داشته باشد. در زمانهای که روشهای آموزشی و محیطهای یادگیری تحت تأثیر تحولات فناوری و ارتباطی، بهطور مستمر در تغییر و بازسازی مسیر خود هستند، سیاستگذار آموزشی نیاز به آن دارد که از اندیشه، دانش و مهارتی بهره بگیرد که فاصله زیادی با کلاس درس و مدرسه نداشته باشد. چند سالی است که بازنگری در هدف و روشهای آموزش و یادگیری جزو ضروریات تحول در نظامهای آموزشی گنجانده شده است. برای دستیابی به این تحول، نیاز است که ذینفعان آموزش که قشری از نوجوانان و جوانان را دربرمیگیرد، با این تحولات همخوانی و همراهی داشته باشند. بدون تردید نقش مشارکتی این گروه از جامعه مخاطبان با نظام آموزشی، میتواند نویدبخش طراوت و تازگی در برنامههای آموزشی و پرورشی باشد. تجارب نوین آموزشی نشان میدهند که در بهروزآوری روشهای آموزش و موفقیتهای تکنولوژیمحور، خلاقیت و ایدهپردازی یک عنصر ثابت است؛ عنصری که از دل جوانی و تازگی اندیشه برمیآید و در پی کسب علاقمندی ذائقه مخاطب و تحقق اهداف آموزشی است. سیاستگذاران کهنسال! یکی از چالشهای نظامهای آموزشی که نتواستند با سرعت تحولات این حوزه خود را سازگار کنند و حرفی برای برتری و اشتراک تجربه داشته باشند، سن بالای افکاری است که بر مسند سیاستگذاری آن تکیه زدهاند. بر کسی پوشیده نیست که تجربه افراد پیشکسوت و دانش اندوخته آنان، تا چه حد میتواند مسائل روزمره و تکراری آموزشی و پرورشی را حل و چارهسازی کند، اما از طرفی نمیتوان این را هم در نظر نگرفت که جوانی و نیروی انگیزشی آن تا چه میزان میتواند در ارائه راهحلهای متعدد و نو کمک کند. در حال حاضر در کشور ما یکی از بسترهایی که در آن میتوان نیروی جوانی و بازآفرینی آموزش را پیگیری کرد و امیدی به تغییرات مثبت داشت، دانشگاههای تربیت معلم و دانشجو معلمان است. هر چند که محتوای آموزشی و مهارتی دانشگاه فرهنگیان و دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی بارها و بارها از طرف متخصصان علوم تربیتی و چهبسا دانشجویان مورد نقد و چالش قرار گرفته است، اما آثارجشنوارههای علمی و فرهنگی، الگوهای تدریس در کلاس نومعلمان، پژوهشهای معلمانه و اقدامات تربیتی و پرورشی آنان نشان داده است که دانشجومعلمان با انگیزه و نیروی جوانی که دارند، قادر به بازآفرینی نظام آموزشی هستند. اگر این باور به یقین تبدیل شود که این دانشگاهها بابت مهارتورزی که دارند، مسیر درست تربیت معلم و تأمین نیروی انسانی آموزشی قلمداد میشوند، باید به این فکر هم افتاد که روشهای قدیمی و ازکارافتاده آکادمی تربیت معلمی را کنار گذاشت و طرحی نو درانداخت؛ طرحی که در آن آموزشهای نوین و چندفرهنگی نقشی برای گفتمان معلمی داشته باشند. نسل جویای محتوای ساندویچی موضوع شعار روز جهانی آموزش را نیز میتوان از زاویه علایق آموزشی و مهارت فناوری دانشآموزان بررسی کرد. امروزه دانشآموزان، خواستار روشهایی از آموزش هستند که به آنها نقش مشارکتی و پویا بدهد و محتوایی را دنبال میکنند که صرفا متکی بر متن و حافظهمحوری نباشد. آنها محتوایی را میپسندند که ساندویچی و در کمترین زمان، بیشترین آموزش را داشته باشد. باید پذیرفت که در بین دانشآموزان، کتابهای قطور درسی پر از خودآزمایی و پرسشهای تشریحی و توضیحی خواهانی ندارد و این نسل زمانی از حضورش در مدرسه احساس رضایت میکند و با اشتیاق نسبی آن را طلب میکند که آموزش خستهکنندهای نداشته باشد. در یکی دو دهه اخیر، تغییر مسیر ریل یاددهی-یادگیری در راستای تحولات فناوری و تغییرات نسلی دانشآموزان، باعث شده است تا بازآفرینی آموزش بیش از گذشته محل بحث، برنامهریزی و اقدام باشد. هر چه آموزش و پرورش در این مسیر دیرتر دست به کار شود، بیشتر دانشآموزان و نسل جوان آیندهساز خود را از دست میدهد. نظام آموزشی باید با زمانه خود و مطالبات دانشآموزی هماهنگتر شود،. روزگار تدریس صرف معلم و بدون نقش بودن دانشآموز در کلاس درس گذشته است. اگر پرورش تفکر انتقادی از کلاس درس حذف و ذائقه دانشآموزان نادیده گرفته شود، باید منتظر بود که نیروی جوانی سازندهای که در این قشر فوران میکند، در مسیری تخلیه شود که محلی از سود و فایده برای کشور ندارد. به اندازه کافی در کوچه علی چپ گیر کرده ایم، بهتر است از این بنبست دور بزنیم و برای رهایی از مشکلات، به خلاقیت و نوآوری اعتماد کرده و جوانان را برای ترسیم اوضاع بهتر آموزشی و پرورشی فرابخوانیم. انتهای پیام/ |