گزارش و گفتگو
۱۳۹۹/۱۱/۰۷          یک هفته مدفون در برف

هفته گذشته بود 5 کولبر ساکن روستاي مرزي «کوران» از توابع «صوماي برادوست» در استان آذربايجان‌غربي، روز 29 دي‌ماه و به‌دنبال وقوع بهمن در معابر کوهستاني اين منطقه مرزي مفقود شدند. اين افراد با نام‌هاي متين اصلاني فرزند عثمان، ياور اصلاني فرزند لقمان، بيلن احمدي فرزند صادق، اولايي خدايي فرزند حاتم و فرات خدايي فرزند خورشيد بر اثر سقوط بهمن در مرز اروميه جان خود را از دست داده‌اند.

در اين فصل از سال، برودت هوا عامل اصلي مرگ کولبراني است که در معابر غيررسمي کولبري، به دلايل مختلف از جمله وقوع بهمن، هدفگيري توسط نيروهاي مرزباني يا سقوط از ارتفاعات، زمينگير مي‌شوند و بر اثر ناتواني از حرکت و يخ‌زدگي جان خود را از دست مي‌دهند.

سعید خطیب‌زاده، سخنگوی وزارت امور خارجه ایران با بیان اینکه در پی سقوط بهمن و مفقود شدن پنج نفر از کولبران ایرانی در منطقه مرزی ایران و ترکیه مفقود شدند، گفت: «براساس آخرین گزارش‌های دریافتی، متأسفانه پنج نفر که گرفتار بهمن شده بودند، جان خود را از دست داده‌اند. البته اجساد آنها پیدا شده که پس از انجام‌ هماهنگی‌های معمول به کشورمان منتقل خواهند شد.»

کولبران سال‌هاست که برای امرار معاش از انتقال غیرقانونی کالا استفاده می‌کنند و اغلب برای رساندن کالا به آن طرف مرزها مجبورند از ارتفاعات بالا بروند و خطرات آن را هم به جان بخرند. گاهی خطرات طبیعی هستند مانند سقوط بهمن گاهی غیرطبیعی مانند برخورد گلوله مرزبانان با بدنشان!

*مرگ و مصوميت بيش از 35 کولبر

ارتفاعات استان‌هاي آذربايجان‌غربي، کردستان و کرمانشاه روي نوار مرزي 700 کيلومتري با کشورهاي ترکيه و اقليم کردستان عراق، تنها مسير رسيدن به نان براي بيش از 100‌هزار زن و مرد ساکن در حاشيه مرزي اين استان‌ها و البته قربانگاه دائمي مرزنشينان محروم از حداقل‌هاي برابري است. هر سه استان، در سه فصل سال، بهار، پاييز و زمستان، ارتفاعاتي سفيدپوش از برف و يخ دارند و شدت کولاک و برودت هوا از نيمه پاييز تا اوايل فصل بهار در هر سه استان در حدي است که در بسياري مواقع منجر به انسداد مسيرهاي فرعي و حتي راه‌هاي مواصلاتي استاني مي‌شود. سقوط از ارتفاعات، شايع‌ترين دليل مصدوميت و حتي مرگ کولبران است که البته مهم‌ترين دليل سقوط هم، سنگيني بيش از حد وزن «کول»، لغزيدن روي سراشيبي يا سربالايي گردنه‌هاي بسيار باريک يخ زده و منتهي به دره‌ها، کاهش ديد يا مختل شدن حواس به‌دليل خستگي، خواب‌آلودگي، سرمازدگي چشم‌ها يا گرسنگي است. انفجار مين و تله‌هاي انفجاري زيرپاي کولبران در نوار مرزي ايران و اقليم کردستان عراق و ترکيه، ايست قلبي بر اثر سنگيني «کول» حين حمل بار و البته گرفتار شدن در کولاک و بهمن و گم کردن مسير، از ديگر دلايل مرگ کولبران در ارتفاعات مرزي غرب ايران است. امروز، مرزنشينان استان‌هاي غربي ايران، با دو يا سه نوبت کولبري، بايد هزينه‌هاي زندگي را تامين کنند و آن هم تاميني در حد حداقل‌ها و آن هم به قيمت قدم برداشتن در آن گردنه‌هاي تيز که هر قدم، مساوي است با يک بار به جان خريدن مرگ. کولبري که دو يا سه بار در يک روز راهي معابر کولبري مي‌شود براي جابه‌جايي ده‌ها کيلو وزن خارج از توان يک انسان، روزي دو يا سه بار به جنگ با مرگ مي‌رود.

*کولبری شغل نیست

کولبری از دسته کارهای بسیار خطرناکی است که در استان‌های غربی کشور بویژه در سردشت، اشنویه، پیرانشهر، بانه، مریوان و نوسود بیشترین میزان اشتغال به آن دیده می‌شود و بیکاری و فشار اقتصادی از جمله دلایل آن است و این موضوع غیرقابل انکار یا غیرقابل فهمی‌ نیست.

اینکه اینکه چرا تاکنون کسی به وظایف خود در قبال ایجاد اشتغال و ساماندهی وضعیت مردم در این مناطق عمل نکرده‌ هنوز مشخص نیست، چراکه تاکنون نه مسئولان به این پرسش و سوال‌های مشابه پاسخ روشن و قانع‌کننده‌ای داده‌اند، نه دولت‌ها به وظیفه خود در ایجاد اشتغال و حمایت از آنها عمل کرده‌اند.

*معیشت را نمی‌توان با زور حل کرد!

مشخصا کولبری یکی از خطرناکترین راه‌ها برای تامین معیشت است، معیشتی که در مجادله با زندگی و مرگ بدست می‌آید. برخی از کارشناسان معتقدند که وضعیت کنونی بغرنج شده و انسداد مرزها، معیشت کولبران را نابود کرده است.  می‌توان فقر اقتصادی را مهمترین دلیل رواج کولبری دانست، چون خطرات کولبری و برخورد سخت ماموران مرزی با کولبران، آن اندازه هزینه‌زا هست که افراد جز به دلیل تنگی معیشت به آن روی نیاورند.

«نبود زیر ساخت‌های اقتصادی»، «عدم سرمایه‌گذاری»، «ﺗﺒﻌﻴﺾ ﻓﺎﺣﺶ ﺩﺭ ﺍﺧﺘﺼﺎﺹ ﺩﺭﺁﻣﺪﻫﺎی ملی ﺑﻪ برخی ﺍﺳﺘﺎﻥ‌ﻫﺎ ﺩﺭ ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﺑﺎ ﻣﺮﻛﺰ»، «ﻋﺪﻡ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻫﺎی ﺩﺭﺍﺯﻣﺪﺕ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﺍﻳﺠﺎﺩ ﺍﺷﺘﻐﺎﻝ ﭘﺎﻳﺪﺍﺭ»، «دیدگاه امنیتی حکومت نسبت به مناطق مرزی غرب کشور» از جمله دلایل مربوط به گسترش پدیده کولبری هستند و مادامی که این دلایل وجود دارند نمی‌توان انتظار داشت که کولبری از دایره واژگان مردم خارج می‌شود.

امروز باید به جای برخوردهای قهری یا بی‌اهمیت جلوه دادن اتفاقاتی که برای این دسته از شهروندان ایرانی می‌افتد، دولت و مجلس و مسئولان برای حفظ معیشت تلاش کنند. هیچکس دوست ندارد که با سختی پول دربیاورد، این جبر است که کولبری را رواج داده و تصویری نامبارک از وضعیت زندگی ایرانیان کرد ساخته است و اصلاح این وضعیت هم وظیفه حاکمیت است. مسئولان به جای ساماندهی کولبران و به رسمیت شناختن یک کار خطرناک، برای بهبود معیشت کولبران از طریق ایجاد اشتغال و درآمد ثابت با مشاغل مناسب، هم کرامت انسانی آنها را حفظ کنند و هم اجبار به کولبری را به عنوان یک کار پرخطر، کمتر کنند.

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش گفتگو و گزارش اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا