گزارش و گفتگو
۱۳۹۸/۰۷/۰۱          مزه تلخ مرزنشینی کام مرکزنشینان را شیرین می کند

 

المیرا نوری/ در نشست های خبری و جلسات چند سال اخیر که با حضور مسئولان استانی تشکیل می شود این نکته بسیار تاکید و در متن های خبری خبرگزاری ها و روزنامه ها آورده می شود که آذربایجان غربی به دلیل هم مرز بودن با سه کشور همسایه از ظرفیت های خوبی برای سرمایه گذاری محسوب می شود، غافل از اینکه همین مرزها چشم های مادران بسیاری را اشک آلود می کند، هنوز هم اسم خدمت سربازی در مرز که بین محافل گرم خانوادگی می پیچد لرزه بر اندام پدر و مادران می اندازد چرا که در این خطه از ایران چه بسیارند جوانانی که به دست دشمنان و اشرار شهید و بر دوش مردم استان تشییع می شوند، شاید مردمان دیگر کشورم که در مرکز ایران ساکن هستند ندانند زندگی در لب مرز چه طعمی دارد و مردمی که در مرز زندگی می کنند با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم می کنند.

حتما با خودتان فکر می کنید سهمیه مرزنشینی آنقدر زیاد است که جبران تلخی ها و دلهره ها را بکند، اگر چنین فکری می کنید بهتر است گزارش خبری را که بنده به عنوان خبرنگار همراه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان عازم منطقه ای مرزی در فاصله ای یک ساعت و نیم از ارومیه به نام سیلوانا شدم را مطالعه بفرمایید.

به همت کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان آذربایجان غربی فرصت سفر به روستای مرزی برایم فراهم شد لازم به ذکر می دانم بگویم کتابخانه سیار کانون پرورش فکری به همراه مربی جز خدمات رسانان مناطق مرزی در استان هستند که به کودکان روستاهای دور به خصوص مناطق مرزی محروم به ارائه آموزش و فعالیت های فرهنگی می پردازند، پس از مسافت حدودا یک ساعت و نیمی به روستای مرزی سیلوانا به نام حکی رسیدیم، فضای روستا به نظر آرام و آکنده از مهر و صفا بود پیرزن و پیرمردهایی که جلوی درب خانه نشسته بودند گواه بر امن و امان بودن منطقه داشتند، فضای روستا تو در تو بود، برای همین از پسر بچه هایی که سوار بر دوچرخه شان در حال کنجکاوی از حضور ما بودند خواستیم مسجد روستا را نشانمان بدهند مسجد روستا بزرگ و بسیار تمیز و مرتب بود.

افشین موسی وند مربی کانون که بسیار مورد علاقه کودکان بود همچنان که به داستان گویی و امانت دادن کتاب به بچه ها مشغول بود توضیحاتی مختصر راجع به حال و احوال مردم روستا می دادند از اینکه بیشتر دختران ده تا ششم ابتدایی بیشتر درس نمی خوانند چرا که مدرسه دوران متوسطه چند روستا بالاتر است و خانواده ها مخالف حضور دختران در مدارس دوردست هستند.

راه خاکی روستای حکی آن هم تنها در فاصله یک و نیم ساعته از کلانشهر ارومیه مرا بر آن داشت تا از حضور عابدین حاجتی مستخدم یا به اصطلاح بابای مدرسه نهایت استفاده را بکنم و اطلاعاتی را در مورد کمبودهای روستا بدانم در آغاز گفتگو متوجه شدم روستای حکی فاقد لوله کشی آب آشامیدنی است و اهالی روستا آب را از چاه به منازل خود لوله کشی کرده بودند که خود این امر زمینه ساز شیوع بسیاری از بیماری ها است، در ادامه به این مساله  رسیدم که عبور و مرور در فصل زمستان قدری سخت بوده و گاها حمل سوخت(نفت) با تاخیر انجام می شود.

طبق مصاحبه هایی که در در مناطق روستایی دوردست به خصوص مناطق مرزی داشتم این نکته در تمام آن ها مشترک بود و آن بی سوادی و کم سوادی زنان و دختران این مناطق بود وفاجعه از جایی شروع می شود که زنان بی سواد در مراجعه به بهداری در دادن دارو و رعایت تجویزهای پزشک دچار سردرگمی می شوند، گاها نبود بهداری و مراکز بهداشت در یک روستا مشکلاتی جدی را به خصوص در زمستان به دلیل نبود امکان تردد وسایط نقلیه  برای مردم به وجود می آورد و متاسفانه گاها منجرب به فوت می شود.

آری آذربایجان غربی با سه کشور مرز مشترک دارد و ارومیه به عنوان مرکز آن در محرومیت به سر می برد، مرزهایی که جوانان را در این اوضاع نابسامان اقتصادی به قاچاق سوق می دهد که نتیجه آن هدررفت نیروی انسانی استان در زندان ها و یا پای چوبه دار است.

آری مرزهای آذربایجان غربی هنوز هم محرومیت هایش را جبران نکرده است و این در حالی است که آذربایجان غربی با مرزنشین هایش همواره پاسبان کشور بوده و تامین کننده امنیت کشور است اما متاسفانه محرومیت های این استان با توجه به منابعی که دارد بسیار زیاد بوده چرا که سود آن همواره به استان های غیر مرزی کشور سرازیر می شود.

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش گفتگو و گزارش اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا