گزارش و گفتگو
۱۳۹۸/۰۵/۰۱          نبود گفتمان؛ مشکلات امروز نهاد خانواده

زندگی معاصر، دغدغه های شغلی و معیشتی، پیشرفت فردگرایی و ابزارهای فناوارنه، همگی از جمله عواملی هستند که باعث کاهش گفت وگو در بین اعضای خانواده شده اند.

یکی از مشکلات زندگی مدرن و روابط خانوادگی در شرایط امروز، بحث نارسایی ها در تعاملات، مراوادات و ارتباط اعضای خانواده با یکدیگر است.

علاوه بر اینکه زندگی امروز با پیشرفت شگرفت ابزارها و تجهیزات فناورانه باعث فرور رفتن افراد در لاک تنهایی، کاهش ارتباطات بین فردی و اجتماعی و افزایش روابط مجازی شده است، تخصصی شدن علم و نیاز مبرم به آموزش های مدوام برای سازگاری با این شیوه از زندگی و دغدغه کسب معیشت باعث فاصله گرفتن هرچه بیشتر افراد از هم شده است؛ مساله ای که شاید بیش از همیشه اثرات مشهود آن را می توان بر خانواده دید.

خانواده هسته ای زمان معاصر پس از گذر از یک گروه بزرگ اجتماعی (خانواده گسترده در گذشته) امروز کوچکترین واحد اجتماعی است که حتی باز هم کوچکتر شده است (شیوع انواع خانوارهای تک والد و تک نفره). همه این رخدادها مزید بر علت شده اند که ارتباط این اعضا تحت تاثیر قرار گرفته و به شدت کاهش یابد. مساله ای که البته آنچنان که باید برای آن آموزش داده نشده و افراد به مهارت های لازم تجهیز نشده اند.

یک روانشناس در گفتگویی ضمن برجسته سازی نقش ساختارهای اجتماعی بر مولفه های روانی بیان داشت: این مساله به ساختارهای اجتماعی که دچار تحول شده اند، باز می گردد و نهاد خانواده با در نظر گرفتن این تحولاتی که امروز جامعه ما با آنها روبرو هست دچار بحران هایی شده است.

کوروش محمدی افزود: آن چیزی که تحت عنوان گفتمان خانواده، امروز ما با آن روبرو هستیم این است که اعضای خانواده امروز برخلاف خانواده های سنتی در گذشته، محدوده ها و نقاط مشترک زیادی با یکدیگر ندارند؛ بر این اساس دلیلی هم برای گفتمان پیدا نمی شود. در خانواده های سنتی به خصوص در سه دهه و یا چهار دهه قبل در جامعه، ما نظام پدر سالاری و مادرسالاری را داشتیم و این نظام «سالار بودن» درخانواده یک مبنای ارزشی داشته است؛ یعنی جزو ارزش های مورد توجه خانواده بوده است. بر این اساس وقتی فردی به عنوان پدر یا به عنوان مادر سالار خانواده بود، ارزش های موجب می شد که اعضای خانواده به صورت گسترده گرد هم بیایند و آن نظام هسته ای در خانواده های ما شکل می گرفت و یک رویکرد گسترده که بر اساس آن ارتباطات بسیارقوی بین تک تک اعضای خانواده و عناصر آن خانواده برقرار بود.

«به همین شکل نوع مطالبات و مباحث پیرامونی در آن خانواده ها به صورت مشترک در فضای خانواده مطرح می شده که آن گفتمان شکل ارزشی پیدا می کرده است؛ اما امروز ارزش ها دچار نوعی از دگرگونی شده اند و ما با جابه جایی ارزش ها در فضای خانواده مواجه هستیم. اعضای خانواده با توجه به شرایطی که امروز با آن روبرو هستیم، زمانی ندارند. درگیری های معیشتی باعث شده است تا والدین صبح تا شب به واسطه ارتباطاتی که لازم دارند برای معیشتشان برقرار کنند، از فضای خانواده دور باشند؛ در نتیجه این امر، فرزندان امروز درگیر یک شرایط جدید دیگر به اسم فضای مجازی و فناوری های نوینی هستند و زمانشان را دائماً پای تلویزیون، اینترنت، ماهواره، گوشی و فضای مجازی می گذرانند. این شکل از تغییراتی که امروز صورت گرفته است، جایگزین ارزش های قبلی شده اند و به ارزش های جدید بدل گشته اند»

محمدی تصریح کرد: اگر بخواهید یک نوجوان امروز را با یک نوجوان عصر گذشته (یا دوره سنتی) مقایسه کنید، می بینید که ارزش ها چقدر تفاوت دارد و مثلاً ارزشی که برای نوجوان گذشته در کانال سنتی احترام به والدین بود، امروز جایگزین شده و مطالباتش ارزش است. این مساله البته باعث همان شکاف نسلی است و یا تقویت شکاف نسلی بین والدین و فرزندان شده است

«تعامل بین اعضای خانواده امروز بر مبنای اصول مشترک شکل نمی گیرد در واقع هرکدام از اعضای خانواده برای خودشان ارزش های جداگانه ای بر مبنای ارتباطات و تعاملی که در بیرون فضای خانواده تعریف کرده اند، دارند که این مبنای شکل گیری نهاد خانواده شده است و این خانواده امروز از گفتمان به دور است.»

*راهکارهای موثر اما ناکارآمد

وی تصریح کرد: بسیاری از مشکلاتی که امروز ما در نهاد خانواده داریم (مانند: طلاق، طلاق عاطفی و ارتباط ضعیف بین والدین و فرزندان) نتیجه نبود همین گفتمان است؛ یعنی وقتی گفتمانی بین اعضای خانواده برقرار نیست، وقتی که مطالبات خانواده مطرح می شوند، از راهکارهای ناکارآمد استفاده می شود.

«فراموش نکنیم که جامعه ما جامعه ای است که همچنان بر اساس مدل هیجان مدار اداره می شود و نهادهای اجتماعی آن مانند خانواده و حتی آموزش و پرورش، به شدت تحت تاثیر این رویکرد هیجان مدار هستند؛ یعنی در واقع وقتی که یک جامعه با رویکرد هیجان مدار اداره می شود، هیچ دلیلی برای اینکه گفتمان در این خانواده وجود داشته باشد، وجود ندارد، در نتیجه بسیاری از مسائل با ابزارها و رویکردهای ناکارآمد تامین می شوند؛ یعنی برای خروج از بحران و برای مواجهه با چالش همیشه از راهکارهای ناکارآمد اما موثر بهره گرفته می شود؛ راهکارهای ناکارآمد لزوماً غیرموثر نیستند. برای مثال، فردی که از طلاق استفاده می کند، در واقع مشکل خود را حل می کند و این شیوه موثر اما ناکارآمد است و در ادامه زندگی اش انتخاب درستی نبوده است.»

وی افزود: نکته دیگر اینکه ما جامعه ای در حال گذار و از مرحله سنتی به مدرنیته در حال عبور هستیم؛ اما در این گذار هیچ وقت در اندیشه نگه داشتن ارزش های سنتی مان یا انتقال این ارزش ها به دوره مدرن نبوده ایم. در واقع به ارزش هایی که مورد توجه خانواده بود، موجب پایداری و استحکام آن می شد، گفتمان خانواده و وجوه مشترک بین اعضای خانواده را تعریف می کرد، توجه نکردیم؛ صرفاً تک بعدی به قضیه گذار نگاه کردیم و مبنای عمده این تک بعدی بودن، اقتصادی بود.

«جالب این است که امروز ما در یک بعد یعنی در حوزه های اقتصادی و شاید تکنولوژی ها رشد داشته ایم اما توسعه پیدا نکرده ایم؛ به این معنی که در قضیه پیشرفت تک بعدی نگاه کرده ایم. اگر می خواستیم توسعه پیدا کنیم و گذار از این مرحله را با موفقیت پیش ببریم، لازم بود که یک نگاه توسعه ای یعنی همه جانبه ای به همه امور (مسائل اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی و اقتصادی) در کنار هم داشته باشیم اما ما این فضا رانداشته ایم»

*آموزش؛ پله اول تفاهم

این روانشناس تاکید کرد: امروز خانواده ها را بدون داده و بدون اطلاعات لازم و وجوه مشترک آورده ایم در یک کویر تشکیل داده ایم و رها کرده ایم. در نتیجه خانواده خودش دارد بر مبنای رویکردی که جامعه و تحولات به او تزریق می کند، پیش می رود و اعضای خانواده خود را پیدا می کنند؛ اما این پیدا شدن، الزاماً ارتباط و تعامل و گفتمان نیست. لذا ما در مورد خانواده مسیری ناموفق را پیش می بریم و به نوعی فروپاشی این نهاد را طی می کنیم.

«نکته ای که در این گذار نادیده گرفته شد و می بایست به آن توجه شود این است که ما باید نگاه پرورشی به جامعه داشته باشیم. اگر جامعه ای در حال توسعه و حرکت است و تحولات اقتصادی اجتماعی و فناورانه در آن اتفاق می افتد، قطعاً لازم است اعضا و عناصر آن جامعه همزمان و توام با آن حرکت، مهارت های مواجه با شرایط جدید را کسب کنند که ما این کار را هم نکردیم.»

وی ادامه داد: اعضای خانواده های ما امروز کسانی هستند که تا دیروز و قبل از اینکه این خانواده را تشکیل بدهند، هیچ مهارتی نداشته اند و صرفاً براساس یک انتخاب کور به این خانواده ورود پیدا کردند؛ در نتیجه بعد از اینکه این خانواده تشکیل شد، اعضای آن شکل گرفت و فرزندانی به این خانواده اضافه شد، تازه اینجا آن ناهماهنگی ها و ناهمواری ها بین این اعضا خودش را نشان می دهد؛ اینها عواملی هستند که امروز باعث می شوند این شکل ضعیف گفتمان را در خانواده شاهد باشیم.

«راه حل این داستان این است که حتماً باید به سمت تغییراتی اساسی در حوزه تعلیم و تربیت برویم و یک نگاه بلند مدت برای تربیت ماهرانه نسل ها داشته باشیم و آنها را با آن ویژگی های مبتنی بر گفتمان روز (گفتمان اجتماعی) و با مهارت های کافی برای مواجه با شرایط اجتماعی روز تربیت کنیم. از طف دیگر و درنگاه کوتاه مدت ما باید آموزش های اجتماعی داشته باشیم یعنی نظام آموزشی اجتماعی خود را تقویت کنیم و به خانواده هایمان تزریق کنیم تا بتوانیم از آن میزان فاصله و فواصلی که بین اعضای خانواده است قدری کم کنیم».

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش گفتگو و گزارش اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا