گزارش و گفتگو
۱۳۹۸/۰۲/۳۱          سنگینی بار مشکلات رکود بازار مسکن بر دوش کارگران

افزایش قیمت مصالح تاثیر خود را بر رکود بازار مسکن و در نتیجه کاهش ساخت و ساز داشته است؛ تیری که مستقیماً بر معیشت کارگران ساختمانی وارد می‌شود.

بار مشکلاتِ رکود بازار مسکن و افزایش قیمت مصالح ساختمانی بر دوش کارگران ساختمانی سنگینی می‌کند. رکود این بازار برای بساز و بفروش‌ها مساوی با محرومیت از سود کلان ساختمان‌سازی است، برای کارگر ساختمانی اما برابر با افزایش ماه‌های بیکاری در طول سال و محرومیت از حداقل‌های معیشتی است. کارگرانی که در این شرایط برای اینکه چند ماه بیکار نمانند، به دریافت دستمزدهای کم راضی می‌شوند.

دستمزد کارگران ساختمانی همچون دیگر اصناف باید طی «پیمان‌های دسته جمعی» و به صورت منطقه‌ای تعیین شود؛ یعنی اتحادیه‌ها و انجمن‌های صنفی کارفرمایی و کارگری و دولت بر سر دستمزد کارگران ساختمانی توافق می‌کنند و کارگر ساده یا استادکار تحت همین توافقنامه باید دستمزد خود را دریافت کند اما عملاً شرایط به گونه‌ای دیگر است و دستمزد کارگران به صورت «توافق فردی» تعیین می‌شود.

تورم نهاده‌های ساختمانی شاملِ گروه تأسیسات برقی، گروه نقاشی ساختمان، گروه تأسیسات مکانیکی و انواع عایق حرارتی، گروه آهن آلات پروفیل در و پنجره و نرده بین ۷۵ تا ۸۰ درصد رشد داشته است. برخی نهاده‌های ساختمان که از این بیشتر هم افزایش قیمت داشته است. در گروه چوب ۹۹ درصد و گروه ایزوگام و قیرگونی آسفالت۱۲۴.۸ درصد تورم در سال ۹۷ شاهد بوده‌ایم. البته به این معنا نیست که تورم منفی نهاده‌های ساختمانی باعث می‌شود، کارگران ساختمانی اوضاع بهتری پیدا کنند. بلکه در سال ۹۴ که تورم منفی حدود ۱.۸ بوده است، دستمزد کارگران حدود حداقل دستمزد بود.

افزایش قیمت مصالح تاثیر خود را بر رکود بازار مسکن و در نتیجه کاهش ساخت و ساز داشته است؛ تیری که مستقیماً بر معیشت کارگران ساختمانی وارد می‌شود. می‌گویند عرضه و تقاضا وضعیت نیروی کار ساختمانی را تعیین می‌کند. کاهش تقاضا، درحالیکه نیروی کار ثابت است، نرخ دستمزد نیروی کار را پایین می‌آورد. بساز و بفروش وقتی با پدیده گران شدن مصالح ساختمانی مواجه می‌شود، در درجه اول دستمزد نیروی کارش را پایین می‌آورد تا مخارج خود را کاهش دهد.

کارفرما صرف تملکی که بر مصالح ساختمانی و زمین و ماشین آلات دارد، می‌تواند نیروی کارش را اخراج کند یا دستمزد پایینی به او بپردازد. کار به جایی می‌رسد که سرمایه‌دار اگر تورم مصالح ساختمانی، کار بساز و بفروشی را هم برایش کم‌سود کند، کلاً عرصه را رها می‌کند و وارد کسب و کار پرسود‌تری می‌شود. بیکاری در حوزه ساختمان بسیار رایج است. هر کارگر ساختمانی حتماً چند ماهی از سال بیکار می‌ماند. گاهاً برای اینکه بیکار نماند یا برای اینکه بتواند در پروژه‌های بلند‌مدت‌تر کار کند، مجبور می‌شود، پیشنهاد دستمزد پایین از سوی کارفرما را بپذیرد.

* کارگران ساختمانی بین زمین و هوا رها شده‌اند

دستمزد کارگران ساختمانی بیشتر عرفی است تا قانونی. به این معنا که در برخی مناطق حتی سال‌هاست که پیمان دسته جمعی برای افزایش دستمزد کارگران صورت نگرفته است. با کم‌رنگ شدن نقش انجمن‌های صنفی کارگران ساختمانی، عملاً این پیمان تبدیل به توافق هر کارگر با کارفرما شده و امکان اِعمال قدرت و چانه‌زنی از کارگران گرفته شده است. در واقع کارگران ساختمانی بین زمین و هوا رها شده‌اند.

یک فعال کارگری می‌گوید: نرخ دستمزد کارگران ساختمانی وابسته به بازار عرضه و تقاضا است. وقتی عرضه کار کارگر ثابت است و رکود بازار مسکن موجب پایین آمدن تقاضا برای نیروی کار شده، نرخ دستمزد کارگران پایین می‌آید. کارگران زیادی در این شرایط رکود ساخت و ساز بیکار می‌شوند و گاهاً کارگر مجبور می‌شوند برای اینکه بتوانند کار کنند، به دستمزد کم راضی شوند.

رحیم جاویدان معتقد است که اغلب کارفرمایان دستمزد را پایین آورده‌اند و بیشتر‌ از حداقل عرف موجود به کارگران نمی‌پردازند. از کارگر ساده تا کارگر نیمه ماهر و ماهر همین وضعیت را دارد.

این فعال کارگری تاکید می کند: عمدتاً توافق بین کارگر و کارفرما است و خیلی وابسته به نرخ‌های تعیین شده نیست. اصلاً ۵ سال است که نرخی تعیین نشده است.

جاویدان البته تأکید می کند که بیکاری‌ها به حدی هست که کارگر با روزی ۵۰ هزار تومان و کمتر نیز مشغول به کار شود.

این فعال کارگری می‌افزاید: اگر دستمزد پیشنهاد کاری برای سه ماه داشته باشد و بداند که لااقل برای این چند ماه دغدغه دوباره کار پیدا کرد ندارد، حاضر می‌شود، دستمزد کمتری بگیرد. مشکل اینجا است که اصلاً نیازی به کارگر نیست.

او با اشاره به افزایش قیمت مصالح ساختمانی تصریح می‌کند: با کاهش ساخت و ساز، کارگران منتظر هستند کاری پیدا کنند و هر طور هست نانی بر سر سفره‌شان ببرند بنابراین تحت شرایط بدی کار می‌کنند.

هر مزدبگیری به خوبی می‌داند که وقتی اجبار نظارت دولت و تشکل‌های کارگری مستقل نباشد، کارفرما یا حداقلی‌ترین میزان دستمزد یا کمتر از آن را پرداخت می‌کند. کارگران ساختمانی شکننده‌ترین صنف در خصوص دستمزد هستند. هیچ مرجع و مبنایی برای دستمزد خود ندارند و توافق فردی تعیین‌کننده همه چیز است. در عین حال همین امر سبب شده تا کارگران ساختمانی زیادی خیلی کمتر از حداقل دستمزد و مزایای تعیین شده توسط شورای عالی کار دریافت کنند.

مریم وحیدیان

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش گفتگو و گزارش اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا