یادداشت
۱۳۹۸/۰۸/۲۲          انسان‌های امروزی در معرض متاثر شدن از «پیام‌های مهندسی شده»

ظهور شبکه‌ جهانی اینترنت با خلق واقعیتی بین الاذهانی، جهانی مجازی آفرید که با ارائه‌ امکانات وسیع و متنوع، جهان مادی را دگرگون کرد و در عین مواهبی که به انسان‌ها ارزانی داشت، آنان را با چالش‌های جدیدی نیز رو به رو ساخت تا آن جا که انسان‌های امروزه و نیازهای اولیه آنان بیش از پیش در معرض متاثر شدن از «پیام‌های مهندسی شده» هستند.

هزاره‌ سوم با انقلاب اطلاعات در جامعه‌ جهانی شروع شد که مانند انقلاب صنعتی بار دیگر تاثیرات عمیقی را در جنبه‌های مختلف فردی و اجتماعی زندگی انسان‌ها رقم زد.

تبادل وسیع اطلاعات و سیل داده‌هایی که در قالب «بیت»های الکترونیکی و با سرعت زیاد به فضای فکری و روانی انسان‌ها گسیل شد، نه تنها نسل کودکان و نوجوانانی را که از ابتدای کودکی با آن رشد می‌کردند، به شیوه‌ خود تحت تاثیر قرار داد و با ارزش‌ها و ضدارزش‌های متنوع و جدید آشنا کرد، بلکه نسل‌های قبل‌تر را هم به تامل در باره‌ ارزش‌های زیسته‌ پیشین فراخواند. شاید برای این نسل مفهوم جدیدی از شکاف نسل‌ها مطرح شد که او را نه تنها به چالش با نسل جدید، بلکه به تردید درباره‌ گذشته‌ خود نیز واداشت.

انسان‌ها از همه‌ لایه‌های سنی و اجتماعی و اقتصادی، برای باقی ماندن در صحنه‌ جامعه ناگزیر به ورود به جهان الکترونیک بودند که پیامد محتوم آن در کنار تغییر در سبک زندگی، رویارویی با ارزش‌ها و ساختارهای جدید و متنوع فرهنگی و معرفتی بود. از سوی دیگر چگونگی بهره‌مندی از امکانات جدید، خود فرهنگ و آیین جدیدی می‌طلبید که پیش‌نویسی برای آن موجود نبود.

در بسیاری از کشورهای دنیا، خصوصا کشورهای صنعتی که پیشتاز این انقلاب جهانی بودند، نظام آموزشی متولی این امر شد و موضوع جدیدی به عنوان «سواد رسانه» تعریف و تدوین شد و آموزش آن در دستور کار برنامه‌ریزان آموزش و پرورش عمومی قرار گرفت. جوامعی که از این نیاز مهم و جدید غفلت کردند، که غالب آن‌ها در زمره‌ جوامع در حال توسعه بودند، بیش‌تر درگیر عوارض نامطلوب این تحول بزرگ در سیستم اطلاعات جهانی شده‌اند.

ناگفته پیداست که یکی از بنیادی‌ترین نیازهای برآمده از این هجوم داده‌ها، به رویکرد چگونگی استفاده‌ بهینه از آن بازمی‌گردد. با توجه به این که سرعت تحول و سیر تغییرات تکنولوژی به قدری بالا بوده و هست که انسان موجود، با امکانات و محدودیت‌های بیولوژیک خود به سختی قادر به تطابق با آن است، یکی از چالش‌های ناگزیر و جدی عصر ما به عوارض بالقوه‌ هجوم حجم زیادی از داده‌های صحیح و کذب معطوف می‌شود که زندگی ما را تحت‌الشعاع خود قرار داده‌است.

اگر تا پیش از این رسانه‌های ارتباطی به رادیو و تلویزیون و مطبوعات محدود می‌شد که ارتباطشان با مخاطب به طور کلی  یک سویه بود، فضای مجازی به مخاطبانش این امکان را می‌دهد که به اختیار و انتخاب خودشان ارتباطات وسیعی را تجربه کنند و حتی بتوانند در این فضای مجازی نقش آفرین باشند و برای خود مخاطبانی نیز جذب کنند.

همچنین تا پیش از این تبلیغات و اطلاعاتی اشاعه داده می‌شد که از انواع فیلترها عبور کرده بود و می‌توانست فضای فکری مخاطبانش را حصار بزند یا هدایت کند، در فضای جدید مجازی، سیل اطلاعات با سرعت و حجمی غیر قابل تصور، چنان به افکار عمومی گسیل می‌شود که سرعت و قدرت تفکر و تعمق آنان، یارای همنوردی با آن‌ها را ندارد و دچار  سردرگمی و حیرت می‌شود. در حالی که بهره‌برداری اصولی و صحیح از فضای مجازی می‌تواند منبع غنی از علوم و داده‌های ارزشمند فرهنگی، علمی و معرفتی و مرجع کارآمد تحقیق و یادگیری در هر زمینه‌ای باشد.

در بسیاری موارد برای مخاطب عام و آموزش ندیده حکم فضایی برای وقت گذرانی دارد که می‌تواند آن‌ها را با اطلاعات ناقص و نادرست و بدون اساس و پایه، سرگرم یا حتی گمراه کند. شاهد این مدعا این است که امروز بسیاری از کاربران فضای مجازی دیگر صبر کافی برای خواندن یا شنیدن مطلبی که از حد معینی طولانی‌تر یا حجم داده‌هایش به هر شکل بیشتر باشد، ندارند.

به گونه ای که امروزه مخاطبان اینترنتی، متن‌ها و اطلاعات کوتاه را ترجیح می‌دهند که در زمان کمی آنان را به  «نتیجه‌ نهایی» از پیش تدوین شده برساند. ذهن‌هایی که به این سبک جریان اطلاعات عادت کرده‌اند، دیگر خواندن کتاب و تعمق در مطالب آن را برنمی‌تابند و کمتر در پی نتیجه‌گیری فعال برمی‌آیند و انگیزه‌ کمتری برای خلاقیت دارند. انسان‌های امروزه بیش از پیش در معرض متاثر شدن از «پیام‌های مهندسی شده» هستند.

در کنار این تحولات، نیازهای اولیه‌ و خواست‌های بیولوژیک انسان‌ها تغییری نکرده است چرا که تحولات بیولوژیک به یقین هیچ‌گاه نمی‌تواند همپای تغییر و تحولات صنعتی حرکت کند. این ناهمگونی می‌تواند باز هم بیشتر منشا سردرگمی انسان امروز شود.

از آن‌جا که زندگی تمامی لایه‌های اجتماع، اعم از زن و مرد و گروه‌های سنی مختلف و لایه‌های اجتماعی اقتصادی تنها در ارتباط متقابلشان با یکدیگر قابل مشاهده و بررسی هستند، این مطلب بهانه‌ای بود برای دعوت مخاطبان که در مواجهه‌ بی‌امان با جریانی جهانی قرار دارند که انسان‌ها را با سبک جدیدی از زندگی آشنا کرده و در حال تکوین نظام‌های ارزشی نوین است.

 در این عرصه یکی از مهم‌ترین سلاح‌ها برای ارزیابی جنبه‌های گوناگون هر انتخاب داشتن قدرت تفکر همه‌جانبه‌ای است که شیوه‌های پیشین تفکر را به چالش می‌کشد، خطاهای تفکر را می‌نمایاند، سوگیری‌ها و تعصبات را غربال می‌کند و دریچه‌های ذهن را بر شیوه‌های جدید سنجش و شناخت می‌گشاید.

این نظام تفکر، تحت عنوان تفکر نقاد و خلاق ابزار ارزشمندی برای مواجهه با جهان امروز است که جای خالی آموزش آن در سیستم آموزشی کشورمان به چشم می‌خورد.

مریم بهنیا

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش یادداشت اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا