یادداشت
۱۳۹۸/۰۷/۲۰          ادبيات زير پوست جامعه متاثر از داده‌هاي فناوري و تکنولوژي

احزاب اصلاح‌طلب بايد در يک يا دو حزب فراگير تجميع شوند. تعدد احزاب با ساختار جامعه همخواني ندارد و اين حجم از وجود احزاب هر دو جريان عمده سياسي کشور و مشکلاتي که گريبان جامعه را چه در حوزه فرهنگي، اقتصادي و اجتماعي گرفته است غيرمنطقي است.

جامعه همواره در معرض مواجهه با پديده‌هاي نوظهور اجتماعي و فرهنگي است؛ جامعه از هرچه منع مي‌شود به شکل افراطي به سمت‌وسوي آن مي‌رود و اين نکته‌اي مهم است که مسئولان بايد به آن توجه کنند. وقتي اعتماد و باور عمومي جامعه به دليل رانت و فساد‌هاي ريز و درشت آسيب مي‌بيند، هوشمندي به اين است که خواست و مطالبات به نهادهاي مدني واگذار شود. متاسفانه احزاب و نهادهاي مدني بعضا دچار نوعي سرخوردگي شده‌اند و نسبت به تاثيرگذاري‌شان دچار کم‌باوري هستند.

فناوري و تکنولوژي در قالب شبکه‌هاي اجتماعي در راستاي يکپارچگي اطلاعات، تصاوير همانند سيل تاروپود جامعه را دربر گرفته است و مردم در اين فضا احساس شهروندي دارند!

هوشمندي به اين است که تغيير ذائقه‌ها را درک کرد و متناسب با آن به شهروندان حق انتخاب داد. شايد در فضاي اختيار و انتخاب جامعه به‌دنبال ايراني فکرکردن و ايراني زندگي‌کردن باشد. هر چقدر فضاي جامعه بسته باشد مردم به دليل کنجکاوي ذاتي‌شان به سمت‌وسوي ادبيات و محتويات آن فضاي بسته خواهند رفت. اما اگر مسئولان از اين مرحله عبور کنند و حساسيت مردم برانگيخته نشود، آنگاه مردم نشان مي‌دهند که چگونه از هويت ايراني ـ اسلامي خود حراست مي‌کنند و در اين وضعيت شبکه‌هاي اجتماعي مي‌توانند بازوي موثري باشند. نکته کليدي اين است که ادبيات زير پوست جامعه و شهر متاثر از داده‌هاي فناوري و تکنولوژي شده است. بنابراين لازم است که با کمترين هزينه آنچه را که قرار است در آينده اتفاق بيفتد، در شرايط حال حاضر ايجاد کرد.

تعدد احزاب و پراکندگي‌شان نمي‌تواند نظر جمعي جامعه را جلب کند به همين دليل است که عناويني مثل جبهه اصلاحات، شوراي عالي سياست‌گذاري اصلاح‌طلبان و ...طراحي شده است که بتواند يک اتفاق جمعي را رقم بزنند اما اکنون شبکه‌هاي اجتماعي به‌عنوان يک نهاد مدني و همچنين يک حزب فراگير قدرت‌نمايي مي‌کند. يکي از دلايل پيوستن اکثريت جامعه به آن، اين است که احساس شهروندي را تجربه مي‌کنند و در يک تعامل مطلوب با داده‌هاي جهاني هستند! ذائقه جامعه تغيير کرده و مردم با طعم و مزه بسياري از ميوه‌ها آشنا شده‌اند.

فناوري و تکنولوژي جامعه امروز را آگاه ساخته است و به تعبيري اگر شبکه‌هاي اجتماعي موجوديت نداشت آيا دولت، نهادهاي مدني و احزاب مي‌توانستند چنين نقشي را در جامعه امروز ايفا کنند؟ کمتر تفاوتي بين ادبيات احزاب اصلاح‌طلب مثل کارگزاران، اتحاد ملت، مردم‌سالاري، اراده ملت، اعتماد ملي و... وجود دارد و اکثريت جامعه از وجود اسمي آن نيز بي‌اطلاع هستند و به‌زحمت هر حزبي مي‌تواند يک سالن همايش را پرکند؛ آنگاه اين حجم از وجود احزاب هر دو جريان سياسي جاي سوال دارد.

امید فراغت

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش یادداشت اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا