یادداشت
۱۳۹۸/۰۵/۱۴          نبود نقد نتیجه ای جز گسترش تک صدایی در جامعه ندارد

بارها در زندگی روزمره خود شاهد بوده ایم که افراد به بهانه های مختلف به نقد کشیده می شوند اما در بیشتر موارد آن هایی که مورد انتقاد قرار می گیرند کمتر نقد صورت گرفته را می پذیرند.

به گزارش نای قلم، مساله نقد و پذیرش آن از موضوعاتی بوده که از دریچه ها و زاویه های مختلفی مورد بررسی قرار گرفته است. در این زمینه به ذکر چند نکته می پردازیم؛

۱- نقـد را می توان بـه نقـدهای منفـی و سـازنده تقسیم کرد؛ نقـد منفـی به سان اعتراض به مساله ای است که به باور منتقد اشـتباه، نادرسـت، غلـط و بی معنـا اسـت. نقـد سـازنده می خواهـد نشـان دهـد کـه می تـوان مقصـود یـا هـدف کاری را بـه معنـای رویکـردی جایگزیـن بهتـر بـرآورده کـرد.

البته در برخی نقدها، طرد و بی اعتبار کردن طرف مورد نقد مطرح می شود که در واقع نوعی تخریب و سیاه نمایی است. بر این اساس میان نقد و تخریب باید تمایز قائل شد زیرا نقد سازنده است اما تخریب در راستای سیاه نمایی به کار می رود.

۲- در تقسیم بندی انواع انتقاد می توان آن را در چند دسته بررسی کرد؛ نخست انتقادی که در نقد شونده چندان تاثیری ندارد، ‌ دوم انتقادی که بر پدیده مورد نقد قرار گرفته اثرگذار است. سوم انتقادی است که حریم خصوصی افراد را مورد طعن قرار  می دهد که دیگر نمی توان نام نقد بر آن گذاشت زیرا وارد توهین و تخریب فرد نقد شونده می شود. چهارم نقد کلان و کلی است و فرد منتقد با نگاه سیاه و سفید دست به برچسب زنی کرده و همواره با دریچه ی محدودی که ساخته دست به تقسیم بندی می زند.

در واقع نوع انتقاد و دریچه ورود به مساله، فضایی از «تاثیر اندک» تا نگاه «صفر و صدی» را شامل می شود. از این رو بازه ای از نقدهای بی اثر تا برچسب زنی را در بر می گیرد.

۳- در فرایند نقدکردن عناصری همچون ناقد، نقد شونده، موضوع و روش نقد و پذیرش نقد مطرح می شوند. در میان این عناصر، پذیرش نقد از اهمیت بالایی برخوردار است. در واقع شهامت اعتراف به خطا و اشتباه داشتن، منجر به پیشرفت و رفع نواقص می شود.

به ویژه پذیرش نقد در سطوح و لایه های حکومتی امری مثبت و برجسته است، ‌زیرا منجر به ترمیم نواقص و ایرادات شده و بازخوردهای منفی را مثبت کرده و امر توسعه را تسریع می بخشد. 

همه باید در برابر مسوولیتی که تقبل کرده اند پاسخ گو باشند و این پاسخ‌گویی افراد نباید فقط در رده های پائین صورت گیرد بلکه درسطوح بالاتر این عمل باید درست تر و دقیق تر انجام پذیرد.

۴- بر این اساس به نظر می رسد مسوولان باید ظرفیت شنیدن انتقادات سالم ومنطقی را در خود تقویت کنند و زمینه و شرایط ایجاد نقد و نقادی را فراهم کنند. زیرا در جامعه ای اگر نقد وجود نداشته باشد، آن جامعه دچار رخوت و رکود خواهد شد. بر این اساس، نبود نقد نتیجه ای جز گسترش تک صدایی و زوال اندیشه و تفکر در جامعه نخواهد داشت چرا که نگاه طردی به تک سویه نگری و دوری از نگاه همه جانبه منجر و باعث استیلای تفکر خودمحورانه در فضای سیاسی جامعه می شود.

۵- تجربه ثابت کرده، زمانی که رابطه میان حکومت و مردم نزدیکتر از پیش شده، فضای نقد مجال بیشتری یافته و همین قرابت و نزدیکی، دایره همدلی و انسجام را بزرگتر کرده است. در واقع اقتدار حکومت ها در گرو به رسمیت شناختن قدرت و رضایت عمومی مردم است، بر این اساس تقویت اقتدار مستلزم تقویت اعتماد عمومی مردم به حکومت است.

۶- همچنین پذیرش نقد مهمتر از خود نقد است که این امر نیز نیازمند سعه صدر و مدارا است. زیرا بدون تحمل یکدیگر و امعان به انتقادهای سازنده، تساهل و تسامح از جامعه رخت بر می بندد و نقدکردن و پذیرش آن به امری حاشیه ای تبدیل می شود. این امر در بلند مدت اثرات مخربی بر پیکره جامعه وارد می سازد.  بنابر این جهت رسیدن به جامعه ای نقدمحور، توجه به ملزومات و قواعد آن گریزناپذیر و ضروری است. 

تدوین: مریم مروی

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش یادداشت اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا