یادداشت
۱۳۹۷/۱۲/۱۸          وجود احزاب توانمند به تقویت جامعه مدنی می انجامد

برخی از صاحبنظران بر این باور هستند که بدون وجود احزاب قوی و در غیاب جامعه مدنی فعال، تفکرات پوپولیستی(عوام گرایانه) میدان دار جامعه می شود و فرایند توسعه پایدار را مختل می سازد.

از شاخصه های اصلی و برجسته نظام های مردمسالار، وجود و تقویت تحزب است. جامعه ما نیز از این مساله مستثنی نیست و برداشتن قدم های جدی در این عرصه امری غیر قابل کتمان است.

با این حال سوالی که مطرح می شود این است که تحزب و نظام حزبی تا چه اندازه ای در جامعه ما نهادینه شده است؟ از طرفی دیگر در صورت پذیرش نهادینه شدن احزاب، کارکرد و کارنامه آنها چه نمره ای می گیرد.

بررسی تاریخ تحزب ایران در سده گذشته بیانگر بیماری مزمن و ناکارآمدی احزاب در پیش و پس از انقلاب اسلامی بوده است. احزاب نتوانستند قابلیت و توانایی‌های خود و کار ویژه‌های مطلوب «حزب» را نشان دهند و اهداف تاسیس این پدیده سیاسی را محقق سازند و خود به عنوان مولود حرکت‌های سیاسی، به جریان‌های سیاسی کارآمد، پویا و بادوام منجر گردند.

این که تحزب نتوانسته قوام بگیرد به علت و دلایلی باز می گردد. در این میان به نظر می رسد جاری و ساری نشدن نظام حزبی نخست به فرهنگ سیاسی ما باز می گردد که هنوز در کوچه پس کوچه های طایفه تباری باقی مانده است.

البته تمامی علل ناکارآمدی احزاب ایرانی داخلی نیست، بلکه حزب و تحزب، در کلیه نظام‌ها و عرصه‌های سیاسی خارجی و به‌ویژه در جهان سوم، بسیار آسیب‌پذیر است و بعضی از مشکلات اساسی آن همچون سازمان‌محوری، امکان دولت ساخته شدن و... ریشه جهانی دارد.

در جامعه ما، رفتارها و عملکرد احزاب در آستانه انتخابات شدت می یابد و پس از آن بیشتر احزاب دوباره به خواب زمستانی فرو می روند تا انتخابات دیگر به عرصه آیند. به عبارتی دیگر فعالیت احزاب بیشتر به صورت فصلی بوده و پایدار نیست.

از آن جایی که رشد پوپولیست ها در جایی حالت تصاعدی و چشمگیر پیدا می کند که جامعه حالتی توده وار داشته باشند؛ فقدان احزاب قوی و کارآمد، مهیاترین شرایط برای رونق تفکر پوپولیستی است. زیرا جامعه ای که تبدیل به جامعه ای همسان و توده وار شود فضایی اندک برای تخصص گرایی و کنشگری نخبگان باقی می ماند و جایی که نخبگان ضعیف باشند آن جامعه دچار رکود فکری و کارکردی می شود. از این رو به نظر می رسد هدفمند شدن احزاب و نهادینه شدن تحزب، خطر رشد و گسترش پوپولیسم را از بین می برد.

در واقع کنشگری سیاسی و حضور در عرصه سیاست بدون وجود احزاب قوی و مشخص بی گمان جامعه را به سمت پوپولیسم می برد و این مساله ای است که باید همواره مدنظر باشد. تا زمانی که احزاب نهادینه و سامان مند نشوند و احزابِ فصلی و بدون برنامه مشخص میدان دار شوند انتظار از تحقق تمام و کمال نظام حزبی معنا ندارد.

بر این اساس وجود احزاب توانمند و کارآمد به تقویت جامعه مدنی می انجامد که همین مساله نیز پاسخگویی را به امری متداول مبدل می سازد؛ به این معنی که افراد و جریان های سیاسی به دلیل حس نظارتی که بر رفتار و رویکردهای آنان وجود دارد، سعی می کنند در برابر مطالبات پاسخگو باشند.

از این رو در غیاب احزاب، پوپولیسم مخاطرات بسیاری برای مردمسالاری ایجاد می کند چرا که پوپولیست ها با سوار شدن بر موج شکاف ها و نارضایتی های مردم و طرح شعارهای عوام فریبانه، تیشه به ریشه دموکراسی و نهادهای برخاسته از آن می زنند.

بنابراین توقع توسعه پایدار با غلبه پیدا کردن رویکرد پوپولیستی نه تنها امکان تحقق ندارد بلکه جامعه را به سمت عقب می راند و موتور توسعه ای را به حالت خاموش در می آورد.

تدوین: مریم مروی

انتهای پیام /


برای دسترسی به آرشیو بخش یادداشت اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا