یادداشت
۱۳۹۷/۰۶/۱۹          خاص گرایی مانعی در برابر اعتماد اجتماعی/ سرمایه اجتماعی مقدمه ایجاد جامعه مدنی است

دکتر سجاد معین فر/ يكي از وظايف جامعه شناسي، تحليل كنش ها و روابط متقابل اجتماعي و مطالعه ي شرايط و عوامل تأثيرگذار بر اين كنش ها و روابط متقابل و پيامد آنها است. سرمايه ي اجتماعي يكي از پديده هايي است كه زمينه ي بروز و ظهور آن، روابط متقابل اجتماعي و ارتباطات ميان افراد و شبكه هاي اجتماعي و هنجارهاي متقابل و اعتماد است كه در ساختارهاي اجتماعي ريشه دارد و به عبارت ديگر، يكي از پيامدهاي كنش ها و روابط متقابل اجتماعي است .

سرمایه اجتماعی مفهومی است که جامعه شناسان معاصر، آن را برای بررسی کیفیت و کمیت روابط اجتماعی، بکار می برند. کم و کیف روابط اجتماعی، میزان و نحوه تعاملات و نوع حمایت هایی که میان افراد رد و بدل می شود در انباشت و سرمایه گذاری اجتماعی افراد از اهمیّت خاصی برخوردار است و باعث تسهیل کنش های معین کنشگران می شود.

افزون بر آن سرمایه اجتماعی شرط لازم برای توسعه ی هر سیستم اجتماعی و مقدمه ایجاد جامعه مدنی می باشد.

اصولا شرط برقراری ارتباط با دیگران در جوامع مدرن این است که افراد پیوندهای خود را ورای اجتماعات محلی گسترش دهند و این منوط به آن است که بر خلاف آن چه در جوامع سنتی رایج است افراد کسانی را که دوست نیستند دشمن نبیند وغریبه دشمن تلقی نگردد وافراد یکدیگر را به عنوان یک شخص منحصر به فرد که دارای قابلیت های خاص خود است ببینند وخاص گرایی در روابط جای خود را به عام گرایی دهد.

استان آذربایجان غربی خرده فرهنگ های گوناگون و گروه های قومی و طایفه ای مختلفی را در بر می گیرد که هر کدام حامل ارزش ها و هنجارهای خاص خودشان هستند و هر کدام از این گروه ها الگوهای رفتاری وسبک زندگی ویژه ای برای خود دارند. این نوع تنوع قومی و طایفه ای، ضمن ابقای نگرش خاص گرایانه در افراد در شرایط فقدان برنامه ریزی منسجم اجتماعی، افزون بر تشدید رقابت های بین قومی وبین گروهی متاثر از خاص گرایی و ایجاد فاصله اجتماعی میان گروه ها، به تضعیف (ما)ی شهروندی و اعتماد جمعی منجر می گردد.

در مجموع می توان گفت که شرایط امروزین استان آذربایجان غربی یعنی گسترش شهرنشینی، ایجاد عرصه های جدید اشتغال، تغییرات جمعیتی دگرگونی ساختار طبقاتی و نیز تغییرات اقتصادی –اجتماعی وسیع و در نتیجه افزایش فزاینده تعامل با افرادی خارج از محورهای خویشاوندی و نظایر آن نیاز به اعتماد اجتماعی را در سطوح و ابعاد جدی تر ساخته است . در حالی که خاص گرایی نشئت گرفته از خرده فرهنگ روستایی و قبیله ای برخی از شهروندان در استان عملا مانع از گسترش اعتماد اجتماعی کارکردی در این جامعه، دست کم در بین برخی قشرها ولایه های اجتماعی ساکن در این استان خواهد شد.

اما در عین حال سرمایه اجتماعی، عنصری ثابت و خنثی نیست، نظام و سیستم اجتماعی با هر تحریکی، ممکن است دچار نقص و انحراف در اعتماد اجتماعی؛ انسجام و مشارکت اجتماعی شود و سرمایه اجتماعی با  کاهش مواجه شود  و این مسئله مهم به تدریج  مهاجرت، افسردگی، اعتیاد، نارضایتی عمومی را در پی خواهد داشت.

وجوه منفی سرمایه اجتماعی از دو جنبه قابل بررسی است؛ یکی تأثیر سرمایه اجتماعی در تقویت نابرابری. بطوریکه فواید سرمایه اجتماعی به شکل نابرابر توزیع شود و افراد دارای اتصالات بیشتر از مزایای آن بیشتر بهره می گیرند و دیگری نقش سرمایه اجتماعی در حمایت از رفتارهای ضد اجتماعی مانند همبستگی اجتماعی میان گروه های مخرب، حال چه این مخرب بودن ویژگی و هدف آگاهانه آنها باشد و چه محصول جانبی و ناخواسته آنها.

لازم به ذکر است که اشکال مختلف سرمايه در صورتی که به خدمت کل جامعه درآيند می توانند در کل نتايج مثبتی را برای استان آذربایجان غربی به بار آورند. لیکن در صورتی که هر کدام از اشکال مختلف سرمايه در خدمت اهداف گروهی خاص قرار بگیرد و به منافع کل جامعه پیوند نخورد، می تواند پیامدهای منفی ای به بار آورد.

انتهای پیام/


برای دسترسی به آرشیو بخش یادداشت اینجا کلیک کنید
 
درباره ما تماس با ما
طراحی و اجرا